پسرخوشگل

رفتم وضو گرفتم میخواستم نماز بخونم قبلش جلو آینه داشتم با خودم حرف میزدم بعد که چادر برداشتم اومدم سرم کنم دقیقا همون جا که تو فیلم قبل بود حالا گوشی بیاد دستم عکساشو میزارم تا آخر امشب بیاین ببینین

ها بعد داشتم میگفتم دیدم یه صدای خرت خرتی اومد نگا کردم اوفففففففففففففففففففففففففففففففففففففف

ببین یه سوسک بود اندازه اسب

حالا من دنبال مگس کشم این مگس کش کثافتمون تو لحاظ تنهایی من با سوسک هیچ وقت نیست خاک تو سرش بلند بگو خاک تو سرش

حالا من

- خدایا دگه فامیلو نمی ترسونم سر به سر کسی نمیزارم ......

همینجوری ور ور میکردم دنبال مگس کشم بودم بعد اون وسطا میگفت سوسسسسک میدوییدم ببین کجا رفت میدیدم نه همونجاس دیدم نه پیدا نمیشه

زنگ زدم به پدر عزیز

- الو بابا بیا خونه

بابا - براچی؟

- یه سوسک اومده خیلی بزرگه بیا بکشش

بابا - اوووو برو مگس کش بردار بزن تو کلش بمیره

- مرسی واقعا مثلا امروز روز دختره ها من باید سوسک بکشم

بابا - برو فک کنم مگس کش جا آینه باشه ظهر دیدم

- دستت درد نکنه کور بودم ندیدم

رفتم دم آینه دیدم نیست بعد دیدم عه جای بخاریه اونشب بابا نبود میخواستیم با مامان سوسک بکشیم دوتامون کمین کرده بودیم مامانم نمیذاشت بکشم میگفت میخوام بگیرمش بندازم بیرون کثیف میشه سرامیکا

این از اتاق من قشننننگ بازدید کرد یکم نگاش کردم چه لنگای بلندی انقدم تمیییز و خوشتیپ از بس مهرش به ذلم نشست نتونستم بوکوشمش

این از اتاق رسید به آشپزخونه تمام پشتی هارو جز دوتای آخری انداخته بودم رو پشتی ها میرفتم ردشو بگیرم دیگه دیدم مقاومت میکنه یه موقعیتی گرفته بود نمی تونستم بعدشم با ضربه های من که میگین نصفه کشه گفتم الان بزنم فلج میشه زنگ زدم مجدد به پدرحواسم پرت شد

اومدم نزدیک پشتی که دوتاروهم بندازم دیدم کلشو کرد بیرون

سوسک-دالی نرگس

قشنگ چند متر پرت شدم عقب

- ببین نرگس خونسردیتو حفظ چیزی نیست تو از کوچیکتراشم کشتی این که چیزی نیست ( اشاره به فیلم قتل پستای پیش) ببین اینجوری محکم میزنی تو سرش بمیره

میریم برای عملیات

- ببین اخوی یه زاویه بگیر من بزنم بمیری تو الان یجوری هستی من نمیتونم

بابا - چیشده؟کو؟کجاس؟

مگس کش انداختم

- انا انا اونجاست

بابا - کو ؟

- اناش دیگه اونجا

من رفتم سمت اتاق و بابام دوماد آیندشو کششششت به همین سادگی

گلچین روزگار بسی بسیار خوشگل پسند بود

و ضربه دوم مهر سوسک را از دلم رهاند و مملو از شادیییییی

هعی خدا این سوسکم به اجتماع مقتولین نرگس پیوست

خوشبختی از این بالاتر نیست که تو روزت سوسک ببینی و بخوای بکشی

لوس نیستم میکشم فقط عاشق شودم که به درک واصل شد

یه پیوند بزند ماجراهای منو سوسکام

شب بیاین محل قتلو باهم کارشناسی کنیم

محل قتل اون سومیه وسطیه چوبه

محل رویت مجرم🥸🔫

روز دختر

clip

روز دخترو به خودم تبریک میگم❤ 😁

روز دخترو به شما تبریک میگم💛🌻

شماره کارت میدم😎

دسشویی مسجد

یه خاطره براتون بگم از آزار های من 😂😂😂

فک کنم محرم بود به احتمال زیاد بعد منو فاطمه و کوثر و خاله زهرا وضو داشتیم رفتیم مسجد بقیه رفتن خونه

حالا اومدیم دوباره وضو بگیریم کفش نبود بعد یه خانومه تو سرویس بهداشتی بود

خانوم _ پسر نیه پسر نیه( لهجه مشهدیه یعنی پسر نیاد )

خب حاج خانوم تو دسشویی بانوان پسر چرا بیاد 😂😂😂

ماعم هی میگفت نه پسر نمیاد باز دوباره هی میگفت 🤨

منم گفتم بزار ادا در بیارم فک کنه پسرم با کوثر

ما _ یا الله یا الله

فاطمه _ زشته

حالا عین مرغ سرکنده تو دسشویی میگفت پسر نیه خجالت نمیکشی و ...

ینی ما از خنده مرده بودیم دم دسشویی بعد همین فاطمه برداشت به خاله گفت خجالت نمیکشن سر به سر پیرزن میزارن

حالا پیرزنه بابامو میشناسه بعد اون روزم چندبار برخورد داشتیم باهم 😂😂😂

نمایشگاه

شنبه میخواستم بیام از نمایشگاه کتابی که بردنمون بگم ولی انقدر خودم خوشم نیومد که نگفتم😂😂😂

آخه مارو بعد امتحان تفکر خرداد از ما شروع شده ۲۳ اردیبهشت ساعت ۱۰ و نیم بردن تا ۱۲

اول که رفتیم داخل شبیه گاراژ بود گروه گروه تقسیم کردن

غرفه اولی خانومه یهو اومد گفت

خانوم _ بهتون گل دادن ؟

ما _ نه

خانوم _ ای بابا میدونین ما اول که اینجا اومدیم و....

هدفش از سخنرانی این بود بگه خیال مثله بادکنکه پرورش ندین میترکه 😁😐

غرفه دوم از نانو گفت و کتاب از شهید.. یادم نیست

غرفه های بعدیم از واکسن کرونا و کشاورزی و زامبی ها و...

کتاباش اونایی که یادمه

تولد در توکیو

تولد در (مانچسترستو ) یادم رفته ولی تو همین مایه ها بود

زنان عنکبوتی

زنان زندگی

و شهید فخری زاده

حالا کتابا ۱۱۰ تومن ۹۱ تومن ۴۵ تومنیش ارزون بود

یه هلی کوپتر ۷۰ تومن اندازه کف دست من 😐😐😐😐😐😐😐😐😐

من خودم دختر ذغالیم بیابروووووو

نه بخاطر قیمت من مشکلم بحث کتابا بود که بدردم نمی‌خورد

من فک کردم میبرنمون یه جایی ده تا کتاب بخریم گفتن پول بیارین آخرشم تویه دفتر امضا یادگاری زدیم من اسمم فامیلم سنم شهرم نوشتم امضام نصف صفحه فقط من بودم کارتاشم برداشتم دادم بچه ها خو مجانی بود کارتا😁

بازشم نکردم اصن نشد

هم از سر رفتن هم برگشتن یه عالمه بزن و برقص داشتیم من اول کنار دوستان گرم کننده مجلس نشسته بودم بعد دیدم خیلی دیگه بی مزه شده رفتم جلو نشستم هیچکیم نبود و خودمو و خودم بقیه مسخره بازی در میاوردن 😂😂😂

قشنگ خودشون خسته کردن اومدن تو مدرسه روهم آب ریختن بعدشم رفتیم کلاس اونجام آب میریختن

دعوا

دیشب بعد جنگ تو گروه نمیدونم چه خبر بود من اصن خبر نداشتم 😂😂😂

بعد امتحان دفاعی من یادم نبود بعد امتحان میریم در نتیجه کسی قرار نبود تا ۲ بیاد دنبال من 😐😅

منم که بابام نیس گفتم با بابا الناز میرم النازم اومده میگه من قراره با شما برم😂😂😂

بعد امتحان دیدم بچه هامون هی میگن دعوا بریم پشت دیوار مدرسه حالا یه لشکر رفتیم دعوا من که میدونستم خبری نیست نه فقط ما چند نفر از پایه های دیگه

رفتیم دیدیم نیومدن چند نفر برگشتیم و دعوا بدون حضور پشت دیواری ها تموم شد من نمیخواستم برما همین الناز منو کشید تو مدرسه بیا بریم ببینم چی میشه 😂😂😂

باز‌من اونو می کشیدم میگفت بزار برم فوش بدم 😂😂😂

آخرشم وایستادیم دقیقا روبروی واقعه درحال وقوع من ساندویچ میخوردم الناز توت فرنگیامو😋😋😋

بعد سوار اتوبوس شدیم خط اشتباه 😐😐😐😐

رفتیم میدون فجر از اونجا پیاده برگشتیم خونه 🥸✌🏻

شهادت

شد مدینه در،سوگِ جانسوزَت

غرقِ حُزن و ماتم و غم آه و واویلا

فاطمه نالد،در عزای تو

مادرانه با قدِ خم آه و واویلا

پاره جگر شدی تو در،راهِ هدایتِ بشر

مرثیه خوانِ تو شده،فاطمه با دو چشمِ تر

قرآن ناطق مولا امامِ صادق مولا

قتیل ظلمِ اَعدا،واویلا

مولا امامِ صادق...

    هعی کودکی

    کدوم آدم مسخره ای به من گفت استعداد خوانندگی دارم

    صداهای چندسال پیشو از گوشیه عتیقه عهدبوقه مامانم درآوردم یعنی سم خونم رفت بالااااااا

    ماشالا بچه با اعتماد بنفسی بودم بعد فک میکردم چقدر تنها و افسرده بودم

    واااااااای صداااام ینی خاک بیارم تو حلقم کنم اون موقع تازه شعرم می سراییدم

    بعد همایش انگیزشیم میزاشتم و اوفففففف

    روح

    از این عکسای روحی دوست دارم پروف گروهمونم همین

    داداش

    اون روز داشتم‌میرفتم مدرسه بعد این مسیر مدرسم از ایستگاه اتوبوسای زیادی رد میشه اسمش طلابه مثلا ولی خیلی مدرسه پسرونه داره😐😐😐😐😐

    ها بعد مت همینجوری بیرونو نگاه میکردم یه پسره بود بهش می‌خورد دبیرستانی باشه چون این محدوده دانشگاه که نیس بعد موهاش دیدین این پسرا بعضیاشون موهاشون مث ببعی میکنن یه تعدادی بهشون میاد بعضیام اصلاااا

    ولی اون‌پسره ماسک مشکی داشت موهاشم مشکی تو صورتش ریخته بود همون حالتی که گفتم بعد میداد بالا موهاشو باز کلشو تکون میداد میومد پایین

    وای اون لحظه انقدر دلم یه داداش خواست که موهاشو اینشکلی کنه برم گردنشو بگیرم کلشو محکم تکون بدم موهاش تو هوا بچرخه یا بکشم موهاشو یا وقتی جلو آینه دوساعت رو موهاش کار میکنه طی یک حرکت انتحاری تمام زحماتشو نابود کنم

    ( مدیون نمیکنم اگه فک کنین آزار دارم 😂)

    در کل فقط دوس داشتم هیجاناتمو با آزار یکی تموم کنم خواهر حال نمیده جیغ جیغویه اشکش دم مشکشه مثه خودم پایه باشه چرا باهاش کنار میام

    من در مواقع خاص داداش دوست دارم مثلا :

    بریم بیرون

    وسایلمو بیاره

    اذیتش کنم

    ایسگاش کنم

    دیگه اینکه مادرخرج که اصطلاح درستی نیس ولی پدرخرج باشه نه واسه همه هااا نه واسه من 😁😁😁

    یعنی میگم پول بده نگه ندارم نمیدم به من چه

    بخشنده باشه مث خودم😅😅😅

    حالا خواهر موقعی که غم دارم مثلا ناراحتم

    که همیشه میگم کاش یه داداش داشتم الان میگفت وخه بِرِم بیرون

    اگه ماشین داشت که چه بهترررررر

    نداشت لندکروز فادرو برمیداریم

    حالا گااااااااازززززززز هووووووووووووووووووو

    ما رفتیم ویلامون تو جزایر قناری 😎🖐🏻

    روز پسر

    میخواستم ببینم امروز مناسبت نداره بعد اون کنار دیدم زدم روز پسر

    26 شهریور روزه پسره حالا تولد کیه ؟ تولد پسر کوروش ( کمبوجیه)

    حضرت قاسم(ع) هم هست ولی پنج رمضانه که گذشته هرکی نمیدونسته بدونه

    روابط و اطلاعات ایران(نرگس)

    اندکی شادی

    یه خبری شده میگن تو شهر

    میگن اومده یه نفر

    هزارتا و یه سر

    ای وای ای وای

    دلمو به دریا میزنم

    میگم عاشقش منم

    کاشکی بشه ماله خودم

    ای وای ای وای ای وای

    ایام امتحانات از این اهنگا شکستنی گوش ندین افسردگی مزمن میگیرین بعد امتحانارو گند میزنین بعد پرتتون میکنن از خونه بیرون بعد کارتون خواب میشین بعد اعتیاد دار میشین بعد لاغر میشین بعد دیگه دار فانیو وداع میگین

    دوستتت دارم تورو من خیلی زیاد

    دوست داشنت اخه مگه دلیل میخواد

    رو دستت نییست به دلم خیلییی نشستی

    دلمو به دریا میزنم کاشکی بشه مال خودم

    ای واااااااای ایوااااااااااااااااااااااااااای

    حامد برادران

    ورژن + من😍

    یجوری درس خون شدم که خودم تعجب میکنم

    این منم؟

    هو ام آی ؟

    چی بودم چی شدم من ؟

    😂😂😂

    حالا خوبه فردا بیست نگیرم 😐😐😐😐

    یه سوال بیاره من بلد نباشم ببببیییییین قاچ قاچت میکنم 😬😬😬😬😬😬😬😬😬😬

    من از جمعم گذشتم برای این درس مضخرف😢😢😢😢

    زهراخاتون

    دلم برا زهراخاتون تنگ شده

    رمز وبشو که هرکار کردم نداد آدرسم نتونستم بدم فعلا اون وبو نگهداشتم بتونه پیدا کنه ولی نیییست

    ساعتی بعد ...

    یافتمش

    قتل 🙄🔫

    من قاتل نیستم اون در مکان اشتباهی بود 😖

    مقتول ساعت یه ربع به ۲ کوشته شد کشته نشد کووووشته شد🥲

    فیلم هاش قبل مرگ:

    هنگام قتل

    کربلایی ها

    خاله نسا زنگ زد دارم میرم کربلا خاله اعظم زنگ زد خداحافظی کرد میره کربلا خاله زهرا اومد خونمون خداحافظی کرد با خاله اعظم میره کربلا

    همه کربلایی شدن امام حسین 🥲

    نمیشه این مامان بابای منو بطلبی من امتحانامو بدم راااحت

    گوشم کر شد

    اومدم آهنگ چتر خیس حامد همایون گذاشتم حالا صدا گوشی بلند بود هنذفری تو گوشم اولش یه صدای فوق گوش خراشی اومد گوشم دیگه داره نابود میشه 😐🙄😑

    میخواااااامت خانومممممممممممممم

    با عشقققققتتتتتتتتت آروممممممممممم

    میخوااااامت خانوممممممممممم

    با عشققققت آرومه آرومه آرومم

    حالا چرا اینو گوش میدم من ؟

    آی دونت نو😂

    حرررررص😬😬😬😬😬

    مثلا اومدم به مامانم کمک کنم :
    مامان _ برو گوجه بیار
    رفتم طبقه بالا گوجه وردم
    مامان _ برو پیاز بیار
    باز رفتم بالا
    مامان _ چرا یکی آوردی ؟ توکه میری کیسه برنجم ببر ده بار میری صد بار میای
    باز رفتم یکی دیگه آوردم کیسه برنجم بردم
    مامان _ برو...
    _ وای وای وای وای وای مامان چرا یه بار نمیگی ای بابا
    همون موقع محمد زنگ زد
    _ الووو
    محمد _ الو سلام مامانت هست ؟
    _ ها تو جیبم
    محمد _ جیبت کجاست ؟
    _ چمیدونم اه حالم از زندگی بهم میخوره
    محمد _ چرا ؟
    مامان_ این چه حرفایی میزنی
    _ از این خالت یه بار گوجه بیارم یه بار اینو بیار یه بار اونو بیار اه آب شدم انقدر رفتم بالا اومدم پایین پام صاف شد
    محمد _ خب کار کن
    _ تو چی میگی اصن ؟
    مامانمم داشت پیاز رنده میکرد چشم بسته میخنده اصن این زندگی بدرد نمیخوره
    الانم اومدم نشستم اصن نمیخوام کمک کنم دیگه

    اسطوره 🙋‍♀️

    توی سالن مدرسه یه بنر نوشته:

    { موفق کسی است که از شکست نهراسد}

    پس من بعد این همه شکست اسطوره موفقیت محسوب میشم 😎😂

    چااالش💥

    از چی به شدت می‌ترسی؟ 😱

    تاریکی

    ثروت واقعی از نظر تو چیه ؟

    خانوادم👨‍👩‍👧

    بزرگترین کاری که دوس داری انجامش بدی ؟
    (حتی اگه یروز قبل فوتت باشه)

    کمک به بچه های بی سرپرست بدسرپرست بچه های کار ...🥲
    مثلا ساخت مدرسه دادن هزینه تحصیل ..😁

    بزرگترین توانمندی که داری ؟ 😎💪🏻

    شاد بودن😅

    بابت چه چیزی بیشتر شکرگزاری ؟😍🤲🏻
    اینکه هنوزم نفس میکشم
    اینکه عزیزترین کسامو کنارم دارم
    خیلییییه

    آدم با جنبه ای هستی ؟
    خب اصولا واکنش زیاد نشون نمیدم برا همین شاید فک کنن باجنبم بستگی داره موضوع چی باشه

    خصوصیات اخلاقیت که فک میکنی هم خودت اونارو میدونی هم بقیه میدونن ؟
    درس خون وااااای میخونم ولی نه اونجور که فک میکنن تا میگم نخوندم میگن تو ؟؟ تو؟؟ تو نخوندی؟ انگار از اول سال مخ کلاس بودم 😐😐😐

    خونسرد و مهربون 🙂

    همه میتونن شرکت کنن هم بچه های این وب هم بچه های وب خودتون.. همه

    نرگس اعدام می شوید

    به نام خدا

    قاتل = نرگس

    مقتول = یک عدد عنکبوت

    زمان = 11و..شب

    مکان= اتاق

    سخن اخر = حلالم کنید مردم مخصوصا فامیل چقدر سرکار گذاشتم مردمو چقدر ترسوندم چقدر حرص دادم مخصوصا مادرمو چقدر جغرافی خوندم آخ آخ آخ هعی زندگی بچه نوجوون بودم هوندا داشتم ادیداس ...میکروفونو چرا بردید دارم حرف میزنم؟

    اندازه یه خداحافظی اجازه دادن..خداحاااااافظ

    حکم قاتل = آزاد به دلیل کمبود تخته در قاتل

    اشک هایم را بپاکم ..خب مرض دارین تا دادگاه کشوندینم لااقل یه سلفی با چوبه دار بگیرم حلالتون کنم ایششش

    خنده حرومه

    خودم و وبلاگایی که دنبال میکنم یه موج هماهنگ داره الان من حال ندارم حوصله ندارم وب هرکدومشونم میرم وضعیت اونام مثه من

    خنده به ما حروم شده ؟
    هرماه منتظر ماه بعد میشیم که شاید اردیبهشت بهتر باشه...هعی

    سرکلاس داشتم عربی میخوندم ندا و الناز باهم حرف میزدن

    ندا میگه خیلی زوره تو مجازی درس بخونی بعد امتحانارو حضوری بدی مثه این میمونه کلاشینکف (نمیدونم درست گفتم یا نه)بازی کنی یه مدت بعد بری جنگ

    سر امتحان نمکدون شدن مگه چیزی به مخامون مخابره بشه

    دبیر معنی یه کلمه ای رو گفت بعد نرگس میگه کجا بنویسم بهش میگم تقلبم میرسونن نمیدونی کجا بنویسی به دبیر میگه خانوم اگه مشارکتی نمیزارین ما چرت و پرتامونو بنویسیم دبیرم خیلی جدی گفت اره چرت و پرتاتونو بنویسین

    مامانم گف میریم کربلا

    از بس به دیوار خونه زل زدم خسته شدم جغرافیم خوندم میخوام امتحان اخر خرخونی کنم یه بیست بگیرم دلم خوش بشه پسرفت نکردم

    واقعا مدرسه تموم شد ؟ چرا فک میکنم هنوز وسط سالیم

    دیگه خسته شدم خداحافظ

    روز به شدت اعصاب خورد کن

    از درون دارم اتیش می گیرم دبیرتاریخ مارو برد نمازخونه بعد گفت نیم ساعت ازمون اپن بوک بود هر صفحه سوالاشم که ماشالا خیلیش تشریحی بود و دنبال جوا گشتن خیلی زمان می برد

    من دوصفحه حل کردم جز یه سوال میدونم 12 نمره درسع رفتم صفحه سوم وقت نداشتم چندتا جواب دادم وقت تموم شد حالا من بلد بودم واستریوشان سالار کیه ها اگه یکم صبر میکرد مینوشتم

    دارم میسوزم از اینکه کتاب باز جوابو خودم یاد ولی زمان کم اوردم

    فردام عربی کل کتاب امتحانه

    پس فردام کارنامه میدن

    دیروز

    امروز دوتا امتحان داشتیم صبح رفتیم تو صورت هم نگاه میکردیم جز تعداد خیلی محدودی که همیشه میخونن کسی نخونده بود بنابراین انکار چیست😂😂😂

    انکار به تمام گفته هایی که توسط دانش آموزان به معلم انتقال داده می شود و باعث میشه در اکثر اوقات امتحان لغو بشه 😁

    تا بنده خدا گفت امتحان ما :

    امتحان ؟!

    امتحان داشتیم؟

    امتحان نداریم خانوم ؟

    امتحان چی ؟

    از کجا امتحان بوده ؟

    دیدیم نه بابا این حواسش جمعه ولی یه کار خوب کرد اینکه گف قلمروها و انجام بدیم تا قلمرو هارو انجام دادیم زنگ خورد و امتحان نگرفت😁😅😂

    زنگ بعدی رو اومدیم لغو کنیم بچه ها میگفتن بگین فارسی داشتیم فاطمه میگفت دو جلسه دیگه باهاش داریم این جلسه درس بده جلسه بعدی رفع اشکال کنه

    اومد سرکلاس گفت نمیگیرم درس میدم هفته بعد ۱۰ تا۱۴ امتحانه

    یعنی فقط اومدیم امتحانات لغو کنیم

    رسیدم خونه بعد ناهار خوابیدم ساعتای ۷ پاشدم اصن حس خوندن نداشتم محمدمهدیم اومد واویلا😂

    هم مشتو لگد میزد هم محبت میکرد

    میگه من داداش تو میشم داداش فاطمه میشم داداش کوثر میشم

    آب‌پاش دستش گرفته روموهام میزنه بعد می‌خواستیم شونه کنه ناز میکنه میگم چیکار میکنی میگه دارم صاف میکنم😂😂😂

    آخرشم همونجوری نصفه گذاشت رفت

    محمدم اومد کارتن برد روزنامه هارو جا گذاشت داره اسباب کشی میکنه دوماد شدنم معضلیه😐😐😐

    ای روزگار

    اون از فروردین اینم از اردیبهشت به طرز داغونی داره میره و من فقط یک روزشمار به حساب میام و میدونم ای بی خیالیم عذاب وجدانی سخن بعد امتحانا داره

    غول چراغ جادو فردا هم اقتصاد دارم هم ادبیات دوتابیست لطفا من خیلی قانعم فقط دوتا بقیش برا خرداد

    تاثیر میزارم

    تو آینه خودمو دیدم اگه بعد گریه بخوام با کسی حرف بزنم خیلی تاثیر گذار میشه

    یعنی به راحتی میتونم تاثیر بزارم حتی خودم 🙄😂

    آرامش قلب من :)

    ادامه نوشته

    شهید عفت و غیرت🥀

    شهید غیرت🥀

    من دیگه رفتم بابای🖐🏻😂

    فردا همگی تشریف بیارید رواق دار الحجه 😁

    زلزله

    یه چند ثانیه قبل زلزله به طور خودکار بیدار شدم با یه لبخند ملیح به سقف زل زدم 😂😂😂

    یهو دیدم سقف داره اینور اونور میره بعد گفتم شاید چون من خوابم چشام مشکل دیدم خودمم با سقف درحال حرکت حالا یک دو سه چهار بالا دو سه حالا 😂😂😂

    هنوزم من لبخند داشتم ینی اگه میمردم با لبخند به استقبال مرگ میرفتم 🙂🙂🙂

    وقتی مامانم اومد بیرون دیدم نه بابااا واقعا زلزلست😂

    بابام که اصن توجهی نکرد مامانم خودش باورش نمیشد رفت از پنجره نگا کرد دید همسایه ها بیرونن به نتیجه میرسه زلزله اومده

    منو صدا کرد منم که از اول تا آخرش با سکوت کامل خیره به رویداد های اطرافم بودم اصن پا نشدم خوابیدم به همین سادگی😌😴

    الان یجوریم احساس میکنم زمین داره میلرزه ولی نملیرزه😂

    سلام😁

    جشنواره دیروز تو مدرسه😋😋😋

    خراب شد ولی گذاشتم هنرمندیم تو چشتون کنم😂😂😂

    دیروز درس کردم خوب بودا این یه کارشو نکردم خراب شد🥲