خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

صدق الله العلی العظیم :))

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۹، 18:29
درحال بارگذاری..

سلام خدمت دوستان همراهان گرامی 😁😁😁

ان شاءالله که حالتون خوب باشه 😍🤲🏻

دیروز درگیر خرگوش درست کردنو تخم رنگ کردن بودم ولی امروز باز پاک کردم دوباره کشیدم 😄😂درگیر بودم با خودم

از صبح پاشدم چیزی نخوردم قراره با مامان بریم بیرون وسایل مورد نیاز بخریم🤩😂🤩

برنامه ریختم برا درسا ولی تو خونه تکونی نشد بخونم از اونجایی هم که وقتی عید بشه چهار روز بعدش عیده قرار بود بریم روستا که نشد عید فطر میریم

و اینکه دیدم همتون دارین از آنچه گذشت 1401 میگین

سال 1401 ‌خب برای من به شخصه سخت گذشت

انقدر که همچی درهم برهم بود تا میخواستم یک اتفاقو بفهمم پشت سرهم میومد انگار یه بارونی میومد که قطع نمیشد

سالی بود که حقیقتا از خیلی چیزا بدم میومد حتی از خودم

یک جاهایی خیلی کم میاوردم مغزم اتصالی میکرد همه چی بهم میریخت 😂

اما به غیر از غم و غصه هایی که امسال داشت یه شرینیام بود که حال آدمو خوب میکرد 😍نمیشه فقط بگم امسال زهرمار بود 🙄😅😅

آنچه که به من گذشت ..سخت بود از خونه تا درسها و همکلاسی و افکار و عقاید و شکست و موفقیت همه چی مثه یه دارکوب تو مخ من شد ولی خداروشکر تموم شد 🙂👋🏻

401 بری دیگه برنگردی 😂😂😂

و اماااااااا تصمیماتی امسال دارم براتون بگم 😃😃😃

اینکه....

افزایش اعتماد به نفس میدونم اعتناد به عرشم ولی بیشتر میکنم😂😁

دوم تصمیم دارم تو تابستان کلاس طراحی و یک زبان دیگه برم من فک میکردم زبان انگلیسی خیلی سخته چرا انقدر آسونه خب من حوصلم نمیکشه در این راحتی😐😐😑

دوم قرآن حفظ کنم چون تاثیرشو دیدم میخوام مجدد برای حفظ اقدام کنم تا حالا دو سه باری شروع کردمو ول کردم

دیگه شاید ورزش بلند بشم انقدر نگن بچه ابتدایی احساس میکنم بقیه فک میکنن با یه بچه کلاس ششمی طرفن چیکار میکنین انقدر دراز و کشیده میشین 🤔🤔🤔

اما تصمیم بعدی دارم یادم نمیاد

خدایا کمک کن من همینارو انجام بدم من 😁😍😂

سالی با ایمان تقوا عمل صالح در پیش داشته باشید

یه پست دیگه دارم ... بعد سال تحویل🤩

تجربیات من 🌱

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۸، 0:50
درحال بارگذاری..

از تجربیات آشپزیم بگم براتون یه روز ظهر ماکارونی میخواستم بپزم که اگه مامانم نمیرسید ماکارونی هارو با یه پارچ روغن میخوردیم ولی بازم روغنش زیاد بود دیگه کسی نتونست خیلی بخوره

از نیمرو درست کردم مثلا میخوام برگردونم هم پفش میخوابه هم طلایی طلایییی که شبیهه ته دیگ میشه

از اینکه مامانم میگه مواظب باش غذا نسوزه زیرشو خاموش کن که یا میسوزه من میرم خانوش کنم یا خود مامانم میاد

از سیب زمینی سرخ کردم که میتونم کارخونه خلال دندون خوراکی تولید کنم ( به احترام کارآفرین مملکت یه کف مرتب سوت بلبلی هم پذیرا هستیم 😎😎) خواهش میکنم کاری نکردم که من 😁🌱

تنها در خوردن تبحر شگفت انگیزی دارم 😂😂😂

حالا همچین همه چیز خوارم نیستم اینو فقط در حوزه چیپس و پفک کیک آبمیوه و پاستیلو لواشک و دونات و بستنییییی اینجور چیزا منظورمه 😋😋😋😋😋

یکی از شاهکارام : 🤩👇🏻

بستنی عروسکی که میخواستم مثله قبلی ها مهمون دل رودم نداشتم بچه بودم خیلی اون موقع مثلا به الان میشه گف هوای نفسمو نگهدارم😌😌😌

یکساااااااااااااال فک کنم تو یخچال بود 🤐🤐🤐

واقعا خیلی هوای نفسمو نگهداشتم البته اینکه یادم هم رفت بستنی تو یخچاله میشه گف به نگهداشتن هوای نفسم کمک کرد و اون بستنی در کمال ناباوری و بی لیاقتی و کم سعادتی فوت کرد من نخوردمشا انداختن بیرون 💔🥲

امشب نشستم تخم مرغ رنگ کنم سه تاش خراب شد شستم یکی از چهارتاش درست در اومد اونم چون اولی بود و حوصله داشتم🖌🥚

بعدش بابام اومد درم قفل کرد حالا اومده بالا نمیدونسته مامانم بیرونه به من میگه برو درو باز کن😐🙄

قلمو تخم مرغ بدست درو باز کردم اومدم بالا وااااای این برنامه حامد سلطانی یکی اومد ۱۱ تا بچه داشت خدا زیاد کنه چه خبره واقعا ؟ 🤐😐

بعدشم اینکه مهران غفوریان یجا گفت طرف آدم بدرد بخوریه گفتم آدم بدرد نخورم داریم؟😂😂😂

مامانم _ آره ... تو

من زوم تو تلویزیون بودم یکم طول کشید تحلیل کنم😐😐😐😐😐😐😐

علاقه ها رفته بر باد 🖤

کلاس مجازی :/

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۷، 10:43
درحال بارگذاری..

زنگ اول دفاعی داشتیم که گفته بعد عید و کلاس نبود زنگ دوم دینی بود که پنج تا برگه فرستاده حلش کنیم از چهارتا دانش آموزم پرسید

زنگ فنون شش تا بیت داد بیت پنجم اسم منو گفت که بگم ترصیع یا موازنه توضیح بده همونجور داشتم پفیلا میخوردم کپ کردم چراااا من ؟😐😐😐

دیوار از من کوتاه تر نبود ویس دادم احسنت بم داد 😊😁😍

دیگه در حین کلاس با نگار و آسیاب حرف میزدم آخرم مامانم اومد پفیلاهارو جمع کرد برد آجیلامم تموم شده

الانم زبان داریم اراده مدرسمون واقعا ستودنیه تو آموزش حالا کار خاصیم نمی کنیم بعضیا حاضری میزنن میخوابن بعضیا مث ما باهم حرف میزنن میخندن بعضیا کلا نیستن 😂😂😂

اینایی که ماماناتون خونه دارن خداروشکر کنین الان تو خونه ما یا زنگ میزنن خانوم فلانی یا من میخوام ویس بزارم مامانم ویس گذاشته

از صبحم مخ منو با طرح مهمانی در مهمانی صاف کرد 🤕🤕🤕

راستی دیروز یه ابتکاری زدم با تخم مرغ و سیب زمینی ولی تخم مرغا پخت سیب زمینی نپخت سیب زمینیم سرخ کردم

بیصتر شبیه خلال دندون شد یا سیب زمینی سرخ کرده با سس خوردم از گلوم رد بشه😁😂

دیگه همینا

خدایار و نگهدارتون دست خدا یارتون😁🌸🤲🏻

کتاب

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۴، 12:15
درحال بارگذاری..

کتاب آخرین نماز در حلب رو گرفتم 😍

صبح😑

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۲، 12:0
درحال بارگذاری..

بلاخره تلاش های بی وقفم پاسخ موفقیت آمیز داد و امروز نرفتم و هیچ کاریم نکردم 😑😑😑😑😑

امتحان میان ترم زبانم دارم عربیم دارم ریاضی فردا نمیدونم چه خبره زبانم که هیچی ندارم تاریخم بخونم فردا امتحان بدم اگه امروز گرفته باشه

دیشب زدم چرا باید درس بخونیم ؟

جوابایی که داد قانعم نکرد اصلاااااا

صب بابام دوبار زنگ زده که فرشا رو آوردن بفرستشون پیش آقای فلانی بعد میام حساب کنم و اینا من نیستم میرم جایی دوبار زنگ زد همینو گف😂😂😂

سر صبحم مامانم بابام بسیج شدن امروز برو فردا پس فردا بریم مسافرت شاید

_ کجا ؟ حتما روستا؟ تازه اومدم کجا باز برم خیلیم قشنگه هی فرت و فرت برم🙄😐

تاااا تعطیل میشیم فرمون ماشین میچرخه سمت آبادی اجدادی

انقدر دلم میخواد روستارو خالی از آدم کنم با خیابون آسفالت کنم اونجارو 😬🤐🤐

ولی خب فرمانده گردان اول منو شهید میکنه بعد به یاد بودم شایدم یه ‌کوچه به نامم کنن تو روستای دیگه

روز آخر خدا عمر با عزت به بابابزرگم بده دیگه کسی نمونده بود به کار بگیره هرکیو میدید شوت میکرد یجا استتار شده جلو بابابزرگم رد میشیم سرصدا هم نباید بکنیم

هنوز اون روزی که میخواستم مثلا فاطمه رو بترسونیم با کوثر جیغ زدیم من بیشتر زدم😂😂😂😂

یه چیزی شبیه زهرمار ما بابابزرگم گفت ولی یه پیز کشف کردم تن صدای بلند از بابابزرگمه تو خیابون حرف بزنه از تو آشپزخونه ما میشنویم😂😂😂

از نوشته هام متوجه میشین خیلی بیکارم الان خودمم شدید احساس میکنم👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻

روزای ملکوتی

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۲، 11:46
درحال بارگذاری..

داریم به روزهای ملکوتی ماه مبارک رمضان نزدیک میشیم🙄

به روزهایی که در یخچال باز میکنی تمام محتویات یخچال داد میزنن " روزه ای درو ببند بزار ما دو دیقه از دستت آسایش داشته باشیم"

به روزهایی که از دم شیرینی فروشی رد میشی با بوش افطار میکنی 😂😂😂

به روزهایی که زل میزنی تا الله اکبر بشه و تا اون لحظه چشم از تلویزیون برنمیداری تا اذون پخش بشه و معده عزیز و از عزا در بیاری 😋😋😋

به روزهایی که دوستات تمام یخچال و سوپری هارو میارن جلو چشمات میخورن بعد میگن روزه ای تو ؟😐

به روزهایی که قراره ما دانش آموزا امتحان بدیم😑😑😑😑

به روزهایی که همه بدو بدو میرن یا مسجد یا برا افطار نون بخرن یا زولبیا بامیه من تازه فهمیدم زولبیا هندیههه( اگه میدونستی که آفرین نمیدونستی یاد بگیر من چقدر در این عرصه فعالم اطلاعات عمومیم چقدددر بالایه😌😎)

یازده روز دیگه...

از ۴ فروردین تا ۲ اردیبهشت🌿💚

حال هوای شب های مشهد

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۱، 23:2
درحال بارگذاری..

رو لب هااااست نور و قدر و کوثر و طاها

ذکر نورانی عاشق هااااا تسیبحات حضرت زهرا

الله اکبر این همه شکووووه

الله اکبر این همه جلاااااال

تو خیابون که راه میرم همه دست تو دست

همه هنذفری یکی تو گوش این یکی تو گوش اون یکی

دستاشونو مشت کردن تو دست هم لی لای لی لای میکنن

بعد برمیگردن یه لبخند ملیحم تحویل هم میدن سمت حرم حرکت میکنن

من همون لحظه : 🏃‍♀️🏃‍♀️🏃‍♀️

مث میگ میگ دارم راه میرم به کلاسم برسم درحال که کیفم از سبکی دائم از دوشم میوفته و پاهام داره استخوان میشکونن

حالا سرکلاس دبیر میگه :🙄🤐

وقتی به دنیا میای تنهایی میمیری تنهایی ( خودشم مجرده)

و طوری سخنرانی کرد که نتیجه من شد :

یک عقاب همیشههههه تنهاست😎🦆

وقتیم برگشتم چون تاریک بود یکم یه تیکه از مسیرم سایه دیدم😂😂😂

حالا من در حالت عادی گاز میدم پرسرعت😂 ولی این دفعه بیشتر رفتم دیدم یهو یک آقای هدفون به گوش با کیف باشگاه پیچید جلو من رفت تو کوچه 🙄😐

حالا میخواستم کوچه رو بن بست کنم نمیشد من رد شم ایشون بره وااا😑😑😑

ها دبیرمون گفت خرید عید نکنین و مراعات پدرمادراتون کنین نمیدونه اصن نگفتن پاشیم بریم خرید کلا حرفش خونه ما نییسسسست

ولی واقعا جنسا گرون شده طوری که خودم میترسم برم قیمتشو بپرسم فقط نگا کردنش مجانیه 🙂😁

شادروان شادمان😂

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۱، 21:27
درحال بارگذاری..

سلامی با خستگی زیاد😁

امروزم مثه دیروز منتهی کمتر از دیروز بچه ها اومدن

امتحان فارسی نگرفت گف تازه برای حاضرین مثبت میزارم و رفع اشکال کرد

زنگ بعدم جامعه و اقتصاد داشتیم که گفت مدیر گفته امتحان بگیرین درس بدین کسایی که نیومدن به خودشون ربط داره

دبیرم گف من وجدان دارم نمیتونم قراره بعد عید ۴ تا درس اقتصاد جامعه بگیرم بشینین بخونین امتحان بدین 😐🔥🥀

بنده هم دو درس اقتصاد دادم شدم ۱۸ جامعه دادم کامل شدم 😍🤩

یکی از بچه ها گوشی آورده بود گوشی هارو میزارت تو یه شکافی پشت صندلی دبیر بعد دیدم صدای اذون میاد یه لحظه گفتم صدای اذون از کجاست از گوشی کیه خوبه دبیر نبود پرید رفت قطعش کرد😂😂😂

بعد اینکه دارم وصیت نامه تنظیم میکنه خواهرام که تو وب هستین لای کتاب تاریخم گذاشتم یادتون باشه😁👌🏻🖤

و داشته باشید یک سکانس مادر دختری❤ :

_ مدرسمون امروز خیلی کم اومدن درس نمیدن امتحان نمیگیرن

مامان _ نوچ تو برو

_ میگم کسی نمیاد خب

مامان _ اصن هیچکی نباشه تو برو

_ برم با خانوم..(سرایدار) تخمه بشکونم چیکار کنم؟

مامان _ نه اصن جارو دستت بگیر جارو کن

_ مگه وظیفه منه من چیکارم اونجا کلاسا بعضیا خالیه همه رفتن درس میخونن

مامان _ واستا فردا بیام اکه اجازه دادن بیا خونه

_ اونام اجازه میدن !

مامان _ من اگه بدونم تو میخونی میزارم بمونی ولی تو میخوابی

دیگه بقیش یادم نیس فقط داشت زنگ میزد به بابام کارش داشت حرصم گرفت من حرف میزنم هی زنگ میزنه سیمو کشیدم چارتا چیز گفت بخاطر اینکه اینهمه زحمت کشیده بوده تلفن وصل کرده و من خرابش کردم حالا خدابم نبودا ولی خب

دیگه همینا خداحافظ🙂👋🏻

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۲۰، 23:5
درحال بارگذاری..

از زندگی خسته شدم 😫

بقول محمدمهدی از زندگی مردم اه😂

با کتابا شدم دشمن خونی نه اونا از من خوششون میاد و رغبتی دارن بیان سمتم

و نه من انقدر مشتاقم برای جوییدن کتابا😂

به عاطفه میگم امتحان تا کجاس میگه نخون نمیریم

حالا نمیدونن من باید برم 😐😐😐

بابا تعطیل کنین دگه اه

تو یه کانال دیدم تولد چندتا شهید بود 🙂

مثلا:

تولد شهید برونسی ، شهید باکری ، شهید همت

ماه اسفند همش تولد شهداست🕊

تولدشون تو آسمون مبارک🌻

عیدتون مبارک🥰🥰

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۷، 7:5
درحال بارگذاری..

عیدتون خیلی خیلی خیلی مبارک 🌸😍

امروز کلا محله رو بچه ها نوجونا اداره میکردن ولی من آخر نفهمیدم جایی که ترقه میزون کجا بود

کل محله رو دور زدیم دوبار شربت خوردم😂😂😂

تازه یه کامیونم رد شد با یه عالمه موتور فیلمم گرفتم

بعدشم که برگشتیم در مغازه بابا واستادیم عمو رضا اومد

دیگه همینا منم عازمم ولایتم الان اگه نیومدم نت ندارم 😂

خداحافظ👋🏻🌸

😁

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۵، 6:44
درحال بارگذاری..

خداحافظ اگه برنگشتم 😂👋🏻

بگین نرگس زار دفن بشم

😫😫😫😫

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۴، 14:27
درحال بارگذاری..

کوثرم شیمیایی شده با این‌گازایی که میزنن😐

خدا محوتون کنه از زمین 🤲🏻

اگه دیدین چند روز نبودم برام فاتحه بفرستین

حلاله😂

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۲، 14:52
درحال بارگذاری..

طبق معادله، منفی در منفی می‌شه مثبت، قاطر بچه اسب و الاغه، پس دوتا مکروه یعنی حلال!

🙄😂😂😂

مرزهای ریاضی جابه جا شد

این یه قسمت از کتابه 🤏🏻

باحاله ولی 😁😁😁

گلزار🌸

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۲، 12:5
درحال بارگذاری..

فک کردم قراره بریم حرم ولی رفتیم بهشت رضا خونه مادرجونم بابابزرگ بابام پیش عمو جلیل نرفتیم

اولش رفتیم گلزار شهدا یه طرف سلام فرمانده میخوندن یه طرف عشق زهرا علی

بعد اینکه عکسارو گذاشتم تو گروم فاطمه میگه کجای من خواجه مرادم 🙄😂😂😂😂

به دلم افتاده بریم خواجه اباصلت 😁😁

دیگه دارم تدریس میکنم دینیو برای مامانم یه جاهایی هم بحثمون پیشه 😂😂😂😂😂

دیگه تک به تک نمیتونستم ولی یاد همتون بودم یه دور زدم گلزارو مامانم همش میگفت عکس نگیر صلوات بفرست قرآن‌بخون😄😄

یه جاهایی وسط فیلمام حرف میزد حرص منو درمیاورد 😐💔

امروزم بدین گونه گذشت

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۱، 21:45
درحال بارگذاری..

از دیروز عربی بخوام بگم دیگه کلاسام دارم تنها میرم البته فرار میکنم دوست ندارم کسی باهام بیاد آخه مامانم نمیتونه با من راه بره من تند تند میرم بعد اگه مامانم باشه هی برمی گردم 🙂

دیگه انروز نتونستم بابام پیاده منو رسوند دم آموزشگاه اسپیکینگ دادم خیلیییی آسون بود

این تیچر قبلیم که منو یادش بود به من میگفتن چوپان چون یه بار خاطره گله چرونی و گوسفندای بابابزرگمو اینا دیگه منو چوپان فرض میکنن 😂😂😂😂

امروزم که پدر بنده میره ده میلیون میرنه به حساب یه بنده خدایی اشتباها از صبح با مامان به این طرف اون طرف زنگ زدن رفتن بانک اوضاع خراب بود

اومدن از قالیشویی فرشامونو بودن من رو قالیچه ریاضی حل میکنم😎😌

دیگه اینکه داشتم تو راه میومدم یه خانومی محجبه نبودا بی حجاب بی حجابم نبود لبخند زد لبخند زدم یکم رد شد گف خسته نباشی از مدرسه اومدی گفتم سلامت باشی کاملااااا یخ زدم یهو گف من اینهمه تو طول مسیر اومدم یه نفر نگف خسته نباشی😁😄

تازه اومدم مامانم مرا در آغوش کشید چون از گوگل فهمیده خانومه تو پشتیبانه قلمچیه دیگه متوسل به گوگل شده 😆😆😆

میگن سرعت العملت ضعیفه خب خسته شدم برو از بالا چی بیار اینو بیار اونو بیار

اه خب پدر من چقدر دوری از خونه با خودت ببر من هی بالا پایین نشم

وقتیم پیاده راه میرم تند تند پای چپم انقدر درد میگیره خشک میشه

ظهرم نگفتن ماشین نیست من پدرم در اومد تو یه ربع خودمو برسونم کلاس

فعلا خداحافظ👋

کتاب😋

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۱۰، 21:37
درحال بارگذاری..

از کلاس اومدم فک کردم اینا دفترچه اومدم باز کردم دیدم شبیه یه داستان کوتاهه قشنگ بود لااقل برا منی که در به در دنبال کتابم و مشتاق عید تا برم کتاب بخرم عید بخونم ما که میریم ولایتمون کار خاصی ندارم😂😍😁

حالا تو عکس اسم منو پیدا کنین ؟

پیروز💔🥲

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۹، 22:19
درحال بارگذاری..

دلم برای پیروز سوخت خواهر برادرشو ندید...

مدرسه

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۹، 6:38
درحال بارگذاری..

خیلی زوره الان مدرسه

خداااااااااا

اگه یه روز بتونم یه چیزی رو تغییر بدم حتما تایم شروع مدارسه

میکنم ۱۰ تا ۱۲ 😁😁😁😁

ساعت 6:37 = در حال آماده شدن

پیش به سوی مدرسه

مدرسه آغوشتو باز کن نرگس داره میاد

امتحانا

چالش چالش چالش

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۸، 19:10
درحال بارگذاری..

بسم رب الشهدا و الصدیقین
سلام خدمت آقایون و خانوما😁😁😁
حال شما؟؟ خب امیدوارم حال همتوووون خوب و عالی ... باشه و اینکه...چالش داریم (در همین متخصر😂😂)
این چالش صرفا جهت سرگرمیه همه میتونن توی وبشون انجام بدن 👌✔

جوابشو کامنت نکنین تو وبتون هم جواب بدین هم دعوت کنین
به سوالاش ایراد بگیرین بخندین یا... دعا میکنم فردا یه سوتی وحشتناک بدین ملتو دل شاد کنین😁😌😎


1- آیا رازی داری که از فاش شدنش بترسی یه چیزی که اگه کسی بفهمه حاضری هر جیزی بدی تا ساکت بشه 🤔


2-تا حالا شده از یه نفر بیخود و بی جهت بدت بیاد 🤔


3-اگر دبیر یا استاد یا معلم مدیر میشدی یه شخصیت خنده رو داشتی خشک و جدی ؟ 🤔
(منظورم از خنده رو دیگه هر هری نیست همون خوش برخوردی🙂)


4-دوست داری شخصیتت نزدیک به چه شخصی باشه🤔(چه معروف چه غیر معروف)

5-تو فامیل کیه که باهاش خیلی گرم میگیری ؟
(دخترعمویی نوه خاله مادری بچه نوه خاله پدری) باذکر نسبت بیان شود🤔😁


6-شغل هایی که دوس داری امتحانشون کنی ؟ 🤔


7-اگر قرار بود یک آرزوت در لحظه برآورده بشه چی میگفتی ؟ 🤔

8-از یک تا صد به خودت چه امتیازی میدی ؟🤔
( ظاهری اخلاقی .. همش یه عدد از ۱ تا ۱۰۰)


9-وقتی دلهره و استرس داری چیکار میکنی ؟ 🤔🙂
۱ - قرآن میخونی دعا میکنی 🤲🤍
۲- ورزش میکنی🏋🤸
۳- با گوشی سرگرم میشی به کسی زنگ میزنی📲💁🏻‍♂️💁🏻‍♀️
۴- میخوابی😴
۵- جدی نمیگیری 😐
۶-خشن میشی همرو میزنی 🔫🪓🏹
۷- نقاشی میکشی کتاب میخونی 📚📋🖌
( اگه تو گزینه ها هست که بزن اگرم چیزی نگفتم خودت اضافه کن بعدم اینکه میتونی هرچندتا گزینه خواستی انتخاب کنی)


10-یک جمله انگیزشی بگو ؟ 💪👀

🌸🌸🌸🌸🌸🌸
راضی بودی? سوالای بیشترم داریما تعارف نکنین 😂

هرکس رو خواستین دعوت کنین بعد اگه وب داشتن و آدرسشونو بزنید
یه چیز مهم آدرسمو بزنینا من زحمت کشیدم سوال طراحی کردم 😌😎

اینایی که تو وبم هستن همهههه دعوتن هم خوانندهه های زیر آب و بالای آب

🌸🌸🌸🌸🌸🌸

خودمم انجام دادم تو ادامه مطلبه

ادامه نوشته..

Who am i🤔

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۸، 15:44
درحال بارگذاری..

مامانم زنگ زده من اومدم پرونده بگیرم 💥

هی میخواد یه شوک به من وارد کنه گفتم نه امسال نههه 😱😱

رفته پیش خانوم نعیمی گفته الان چرا ؟ بعدش گفته ریاضیشون خوبه با اینکه دبیرشون خانوم یعقوبیه تک نداشتن 😂😂😂

حالا نمیدونم مامانم میگه یا اون آخه یکی تو کلاسمون ۳ شد چند نفر دیگم داشتیم ولی این حرفش تمام تک هایه کلاسو جلو چشمم کشید 😑😶🙄

مدیرمونم گفته اگه دانش آموزی باشی که خرابکار باشه خودمون مدرسه پیدا می کنیم میفرستیمش نرگس...خیلی دختر خوبیه و اینا در کل نمیدیمش 😐😐😐😐😐

من نمیدونم چرا از هر مدرسه میخوام بیام بیرون مدیر نمیده منو

هو ام آی ؟ واقعا هو ام آی؟ 🙄🤐

الان کتاب زبانم جلومه هنوز زود بخونم جمع کنم حالم بهم میخوره دیگه بعدش برم بخوابم بعدش عربی و تاریخ 🌵

تازه آبمون قرار بوده قطع بشه که نشده میگم چرا بابا سر صبح شر شر آب جمع میکرد

این آقاهه هم هنوز دوماد نشده یکی میخواد 👨🏻‍🦳

اون روز مامانم رفته لباس خریده میگم مامان با نیم قرن سن اینا چیه خریدی 😂😂😂😂

عنوان ندارم

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۸، 11:51
درحال بارگذاری..

امروز نرفتم مدرسه خوبی نرفتن به مدرسه اینه که یه عذاب وجدانی داره بعد میشینی به ساعت میگی خب الان بچه ها سر کدوم کلاسن الان زنگ تفریحه الان ریاضی سر کلاسه خیلی خوبه 😂😂😂

مثلا میخوام درس بخونم بعد برم مخ دبیر تفکرو به کار بگیرم ازم امتحان بگیره بهمن نمره ندارم 😁

حس هیچکاریو ندارم رشتمم که اگه بخوام عوض کنم به کوثر میگم میگه تجربی به معدلت نمیخوره فنی ام باید از دهم میرفتی💔

یه پست داشتم برا معرفی کتاب ماشالا چقدر کتاب خون تو بلاگفا داریم اصن باورم نمیشه اینهمه بودن 😆😆😆

یه سوالم اینکه تو کتابای زبان درسی چرا دوتا ایرانی انگلیسی حرف میزنن🤔🤔🤔

🎊تولد امام سجاد(ع)🎊

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۷، 20:37
درحال بارگذاری..

امشب که در بهشت وا مى ‏گردد😍

هر درد نگفتنى دوا مى ‏گردد🤕👈☺

از یمن ولادت امام سجاد

حاجات دل خسته روا مى ‏گردد

💔👈❤🤩

روز تولد امام سجاد (ع) مبارک باد

اخبار امروز نرگس بانو

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۶، 23:57
درحال بارگذاری..

مدرسه ما اومدن گفتن دبیرا فقط روزی یه امتحان باشه

حالا اونا به یه درس میگن پرسش به دوتا به بالا میگن امتحان

حالا گفتن پرسش عیب نداره فقط روزی یه امتحان

دبیرام میام میگن من امتحان نمیگیرم من پرسش میگیرم حالا قیافه هایه ما این شکلیه🙄🙄🤐🤐

انگار برای پرسش قراره کتابو نگا کنیم برای امتحان قورت بدیم این چه استدلالیه

فردا اقتصاد جامعه ادبیات همششش حالا اقتصاد رفته رو تخته نوشته که امتحان داره مجبوریم فردا یکی رو کنسل کنیم ولی الان باید بخونیم تا ببینیم فردا کدوم کنسل میشه

امروزم یکی لاک داشت بردنش دفتر گفتن پاک کن میگه من به لاک پاک کن حساسیت دارم دستام میریزه بیرون مجبور شده پاک کنه تا به مامانش نگن بعدشم که دبیر دینی نصف بیشتر کلاسو به بحث با بچه ها گرفت که قوانین مدرسه اینجوری اونجوری حالا منو سوگل

خانوم درس نمیدین چشام درد گرفت بس به کتاب نگاه کردم 😂😂😂

امروزم برف شد زنگ اول رفتم یخ گوله برفی درست کردم زدم به کله الناز خاک توش موند برفاش ریخت😂😂😂

این سوگل تا برمی گشتم میدیدم داره منو هدف میگیره 😂😂😂

یگانه پشت سرم هی میگفت برگرد برگرد

زورکی میخواست برفو بزنه تو صورتم

ولی واقعا برخورد یکی از بچه ها با دبیر دینی درست نیست دیگه بلاخره دبیره هرچی از دهنت در میاد که نباید بگی انقدم حرف حرف حرف میزنن منم میزنم اون وسطه اصن دیوونه میشم 😅🤕

میز من دقیقا کنار پنجره بعد میز عقب شوفاژ جای خوبیه تابستون پنجره وا میکنم زمستون شوفاژ پارسال میز دوم خون تو رگام یخ زد امسال خوب بود 😁

دیگه اینکه عینک سوگل تازه خریده زدم مهشید میگه شبیه خانم معلما شدی 🤓

چادرم سرم کردم به آسیاب میگم شب میام من ممدقلیم 😆

چادرم ازم گرفت سرش کرد دیگه...بزارین خبرا یادم بیاد

آها یه دختره بم گفت برو اسم اینایی که میان نمازو بنویس بده میخوام بریم سینما فک کنم نمیدونم میخوان چیکار

بعدم تو نماز ابتدایی عزیزم حسین میخوندم نمازمو نفهمیدم چی خوندم 😂

چادرمم که هی عقب میره زیر پام گیر میکنه بعد همونجور چادر پیچیده اومدم تو سالن میخواستم برم کلاس سمانه بم میخنده یکم مسخره بازی درآوردم سرخ شد طفلک از خنده😂😂😂😂

چه بچه خوبیم یه ملتو شاد کردم هرکی منو میدید میگفت بچه ها نرگسوووو

حالا انگار با عینک چی شدم‌؟😂😂😂 فک کنین مقنعه مامانم با اون ماسکم با چادرم با اون عینک گرد بزرگ خیلیییی مسخره شده بودم

دیگه خبر تازه ندارم

آها این خواستگاره که مامانم قرار بود برا این آقاهه همسایه پایین از همکاراش جور کنه نشد بعد الان یه گروه دیگم مهمون اومدن پایین

بعد دیگه امشب دوتا بستنی خوردم چون اشتهام کور بود گیر داده بودم به به این سپرایته چیه میگفتم بو میده 😂😂😂

دیگه آها یه بحث جانانه با فرمانده منزل داشتیم

و در آخر شاید تغییر رشته بدم

تست دادم هوش منطقی ریاضی برام اومد

جزو افراد متوسطم یعنی زیر تیرهوش بین ۹۰تا۱۱۰ نرمالم

جا گذاشتن گوشی 😁

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۵، 23:34
درحال بارگذاری..

عمه بابام تازه خدابیامرز شده بود اون اوایل کرونا که نه همون وسزا بود مام تو روستا رفتیم خونشون این دختر دایی بابام اومد گوشیشو زد به پاور بانک

نمیدونم من چرا هوس کردم گوشیمو بزنم شارژ😐

که ای کااااااش نمیزدم 😑😑😑😑😑

خلاصه شام خوردیم خالمم با زینب اومده بود درگیر بودم

آقا من گوشیم یادم شد😶🙄🤐

اومدیم بیرون دیگه داشتیم میرسیدیم روستا که فریااااد زدم آی من گوشیم یادم شده برگردین

حالا انقدم فکر نبود که بگم بابا عمم اونجاست فردا میاره

دیگر فکر که نباشه جان در عذابه

بابام تا همون جا منو مورد عنایت قرار داد

رسیدم داشتن شام میخوردن😂😂😂

شوهر عمم گوشیمو آوردم تشکر کردم اومدم خونه ولی گوشی جزو مهمی از وسایله مخصوص عمه من که میگفت کیف مامانم و گوشیم اونجا بوده میگه هرچی زدن درس نشد😂😂😂😂😂

و این شد که من هرجا میرم مهمونی تو راه پله نگا میکنم ببینم فقط گوشیم هست بقیش مادیات دنیاست مهم نیست اصن 😅😅😅😅

Batwoman
۱۴۰۱/۱۲/۰۵، 21:57
درحال بارگذاری..

🌸ای اهل حرم میروعلمدار خوش آمد🌸

🌸سقای حسین سید و سالار خوش آمد..🌸

آمارگیر وبلاگ