بایییی
I go to Dubai
I take a picture with Burj Khalifa
چنین می گذرد که...♡
I go to Dubai
I take a picture with Burj Khalifa
دختران سرزمینم دیگه وقتش رسیده کتابارو ببندیم سکه بالای ۵۰ تومن الان حساب کردم در خوش بینانه ترین حالت ممکن اگه ۵۰ تومن باشه ضربدر 1385میشه:
69,900,000,000
اگر یه پسر پدرشو از دست بده باید جوری بزرگش کنن که انگار اون مرد دوم خانوادست!
جایگزین کردن شوهرخاله و عمو و دایی و...جای پدر کار درستی نیست تو زندگی مجردی یه مشکل داره متاهلی هزار مشکلی حالا روحی که بماند!
در اولین وهله بابابزرگم تیکه انداخت که خواجه از راه میرسه میاد نوسلام میکنه😂
تازه من ۳ شب خوابیدم ساعت ۱۰ و نیم صبح مادرجونم اومده دنبالم باهم رفتیم خونشون یه درصد اگه مشهد می موندیم قیامت میشد!
برای ناهار نرفتم موندم تاااا ساعت ۲ یا ۳ که مامانم و بابام اومدن رفتیم زیارت






در آخرم رفتیم شی ره که انگور بیاریم و بنده با همین لباس کرمه رفتم و هیچ غلطی نمیشه کرد چون خار بره سوراخ میشه که شد وقتی داشتم زرشک از حیاط میبریدم سوراخ سوراخ شد ولی تو شی ره تموم پاچم پررر خار ریزه شد😭
چندتاکلیپ و عکسم گرفتم ادیت بزنم واسه صفحه روبیکام میخوام فعالیت کنم ولی یه چندتایی پسر توش وجود داره باید صفحه جدا بزنم
من نمیدونم تو این چندساعتی که ابنجاییم چرا حتما باید خونه خودمون باشیم خوب میرفتیم خونه مادرجون دیگه اینهمه زحمت بخاری نمی کشیدن!
و اینکه خبر ناراحت کننده که مامانم سرش داشت حرص میخورد می خندید اینه که طرف اومده واسه پسرش یا پسر فامیلش که امنیت حرمه خواستگاری پدر من چی گفته؟
بچه من کوچیکههههه درس میخونههههه
یه جوری داشت میگفت که اگه بهش میگفتم بابا من چندماه دیگه ۱۸ میشم تکذیب میکرد ولی مامانم 🤣🤣🤣🤣
تازه اینارو به خیال اینکه من خوابم میگفتن اونم نامحسوس که اگه بیدارم باشم نفهمم
تو ادامه نوشته عکسه اینچا نذاشتم هوس نکنین عقده ای هم نیستم من از هر چیزی عکس دارم یارگاریه
هوس میکنین نبینین صبح ببینین
ادامه نوشته..عملکرد هفتگی اینجانب در هفته اخیر به طور قشنگی عالی بود😎🍂
👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
ممنانم ممنانم بفرمایید بشینید🤚🏻
روز چهارشنبه اینجانب غایب شدم و تا الان دوبار غیبت غیرموجه کردم.
تاریخ 🎯🎯
جامعه 🎯
دینی 🎯
فنون🎯
یه درسایی هم مثل عربی و فلسفه و سلامت و جغرافیا پرسش بوده که من ندادم داوطلبی بود.
برای هفته بعدی
شنبه امتحان یه درس اول جامعه داریم برای زبان پرسش از معنی لغات و جملات داریم.
یکشنبه دینی که درس میده امتحانی نیست ولی قرائت میدیم و سلامت بهداشت امتحانه فارسی هم امتحانه
دوشنبه یک روز شدیداً سنگینیه ینی از زنگ اول که عربی داریم شروع میشه تا زنگ آخر که دینی هست ما هلاک میشیم
سه شنبه زنگ آخر فشرده شده و ۳۷۳ و ۳۷۲ باهم ۶۰ نفر آدم امتحان تحلیل فرهنگی داریم جغرافیا هم امتحان داریم ریاضی همامتحانه
چهارشنبه جامعه که که فک نکنم واسه چهارشنبه امتحان بزاره بستکی به شنبه داره نگارش نمیدونم این هفته چه خبر بوده امیدوارم فنون نذاشته باشه و برلی چهارشنبه هیچ برنامه ای ندارم چون غایب شدم باید از بچه ها بپرسم
دیگه همینا
حالا شاید یادم رفته باشه چون الان روستا تشیف دارم و برنامه هفته رو یادم نیست.
آمار کانال که چندتا میره بالا خیلی خوبه اصن حال میکنم فعالیت کنم🤣
الانم پروف کیمیا گذاشتم کلا جای باحالی شده و اسمشو عوض کردممم
داشتم کلیپای دکتر عزیزی می دیدم خیلی باحاله در صورتی که روانشناسیش پژوهی طوره ولی بیشتر از یه کسی که مدرک روانشناسی داره بلده!
حالا این آقای عزیزی خودش ریاضی خونده لیسانس مهندسی نرم افزار داره ولی چون هیچ رغبتی نداشته ولش میکنه
انتخاب رشتش بر اساس تفکر غلط خانوادش بوده اینکه اون موقع ریاضی برای زرنگا و معدل بالاها بوده ضعیف تر تجربی خیلی ضعیف تر انسانی و اونایی که میخوان بمیرن کار و دانش دیگه از همه بدتر فنی😂
و خب ایشون تیپ شخصیتی برونگرایی داره و پسرخالش درون گرا اون آدم موفقی شده این اومده پی روانشناسی!
گفت برای انتخاب رشته به علاقه رغبت و تیپ شخصیتی و استعداد و ضریب هوشی توجه کنین.
یه چیز دیگه ای که میگفت خیلی خوب بود.
ینی این تحصیل که دیگه بدرد من نمیخوره ولی این دوتا چرا!
یکی اینکه مربوط به خانوادمه
دومی مربوط به افسردگی نسلیه...
گفت بچه هاتون رو رها کنید شما بخاطر جامعه بچه هاتون رو بغل می کنید چون جامعه نا امنه اشتباه می کنید مکان رو امن کنید بچه رو رها کنید چون وقتی دختر یا پسر تو جمع هم جنس خودش باشه دیگه گرایش به جنس متفاوت خودش پیدا نمیکنه مثالش همون دخترایی که نگا میکنی دو تا دخترن میون هشتا پسر!
تازه همینا به خونه میرسن از قدم اول تا چراغا خاموش بشه دعوا دارن مادره میگه تو منحرف شدی دختره یا گریه میکنه جواب نمیده یا جواب میده هم اعصاب خودشو خورد تر میکنه هم مادرو دقی تر!
وقتی بچتون با دوستاش میره باشگاه شماهم ثبت نام نکنید میره پارک شماهم نرید چرا همه جا دنبالش راه می افتید؟
یکی اینکه چرا دهه هشتاد و نود نسل عجیبی ان؟
چرا بیشتر از اینکه خوشحال باشن افسرده و ناراحتن؟
گفت تو دهه ما یک محله هم رنگ هم بودیم چیزی به نام فضای مجازی وجود نداشت بلاگری نبود تبلت و ...نبود ته ته باکلاسی داشتن پیکان بود که ما بهش میگیم قراضه😂
بازی ها بیشتر جمعی بود و مهمتر از همش دایره چشمی بچه ها محدود بود!
بعد هفتاد این دایره چشمی شدید گسترده شد جوری که همه افتادن تو یه دنیای نامحدود یه دنیایی که بیشتر خوشحالی ناراحتی داره چون میبینی یه نفر از تو بهتره زندگیش روابطش دوستاش تفریحاتش غذاش دانشگاش یا مدرسش و اتاق و لباس و ...
باز یکی پیدا میشه رو دست این ازین دو برابر بهتر باز یکی پیدا میشه صد برابر بهتر و این باعث سرخوردگی روحی میشه جوری که واسه کارات کسل میشی و همش میگی تهش که چی؟
اونام زندگی دارن منم زندگی دارم!
این اتاقه یا آشغال دونی؟
میری به خانوادت میگی بدون توجه به درآمد خانواده هرچی دیدی رو میخوای و اگه برات نخرن بیشتر سرخورده میشی و از خانواده بدت میاد چون نتونستن اونجور که تو میخوای رفتار کنن از دوستات بدت میاد چون نتونستن اونجور که دوست داری باهات رفتار کنن از خودت بدت میاد چون نتونستی مثل اون باشی!
مگه تو چی کم داشتی که مثل اون نیستی تازه خوشگلترم هستی!؟
یکی از کارا و لطفی که میتونی در حقت خودت بکنی و یک قدم برای حل مشکلت برداری اینه که اینستاگرامت رو حذف کنی هر چیزی که باعث میشه احساس کمبود داشته باشی در مقابلش
چیزی که فک میکنی دید تورو باز تر کرده آگاه ترت کرده ولی نه تنها آگاهت نکرده که افسردت کرده خیلیا واسه کار علمی و فرهنگی میرن ولی یهو سر از اکسپلور درمیارن و در نهایت سه چهار ساعت از وقتشون میره نه چیزی خوردن نه کاری کردن فردا کلی کار دارن و برای هیچکدومش آماده نیستن!
اینستاگرام یا هر برنامه ای که مثل اینه و دنیایی از تنوع و تصویر و شوآف کردنه و توش اعتیاد بچه ۱۳ ساله،رابطه های مختلف جنسی بچه های ۱۲ ساله و گنگ بازی بچه ها و وارد کردنشون به جو سمی این فضا؛ روشنفکریه!
بچه داره نابود میشه میگه من روشنفکرم مثه شما نیستم بچه از الان باید با جنس پسر یا دختر آشنا بشه
چیزی که نسل نود میدونن برای هشتاد قفله برای هفتاد منطقه ممنوعه!
این چه چاهیه که کندین پسرا رو سیگار به دست با تیپ لش دختر ۱۴ ساله رو با پیرسینگ و خط چشم روباهی و سایه میندازین توش؟
اون بچه روحش پاکه جسمش پاکه چرا کثافت به زندگیش می زنین؟
چرا یه بچه ۱۵ ساله به فکر خودکشی باید باشه؟
جای دعوا و عربده کشیدن بهتره منطقی حرف بزنین لازم نیست از پسرا تو ذهن دخترا گرگ دندون تیز بسازید لازم نیست از دختر تو ذهن پسر موجودات خطرناکی که با سلاح های مختلف فریب میدن بسازین کافیه باهاش به اقتضای سنش با توجه به جامعه روز خودش حرف بزنین تا قانع بشه خطرناک راهی که داره میره چقدره بفهمه منفعتش دقیقاً تو کدوم مسیره!
کشمشم دم داره مگه بچه عمتم که میگی نرگس؟
خانومش کو؟کی گفت با من صمیمی بشی؟حیا خجالت عفت شرم چیز خوبیه
ینی دیشب خودمو خفه کردم اون وامونده تیک بخوره و خورددد.
فلسفه نپرسید عربی نپرسید تاریخ پرسید که خصوصیات کریم خان زند چیه فقط همین تازه همونم بهم شک کرد🤣
چون عاطفه پرسید خودش نپرسید وگرنه نمره میزاشت همچین مشکوک گفت چی پرسید جوابش چی میشه و ضااااایع🤣🤣🤣🤣
حاج خانومتان گنگش بالاستتت🗿😎👌🏻
ولی من خودمو خفه کرده بودم من تا دو بیدار بودم
از قوه قضائیه خواستاریم یه سفر خارجی برای بررسی اجرام ایرانیان در خارج برن که کشور قشنگ بی قوه بشه😂

علاقه ای که بعد سالها به موکا پیدا کردم جوریه که واسه تولدم میخوام یه گونی موکا بیارن😂
خیلی خوبه بو شکلات میده ولی در مقایسه با نسکافه چیز مزخرفیه اما هر جفت اینا در مقایسه با شیرکاکائو شدیدا چیز مضخرفی ان🤣

وقتی مامانم محبت کرد و از مهمونی همکاران، دیشب برام پیراشکی آورد همیشه میگفت روم نمیشه هیچی نمی آورد یه دفعه آورد اینجوری آورد
وقتی خوردم پیراشکی بود با مزه توت فرنگی🍓🥟

و اماااا گز گذاشته بودن تو اینا😍😍😍
دختراش یا دخترش میره سفره آرایی و همه چیو جوری درست کرده بود انگار شیرینیه ولی شیرینی نبود

الان شاید شمام مثه من فک کنین اونا شیرینی ابریه ولی اونا سالاد الویه داره وسطش اون همبرگر کوچیکا کباب داره و تو نون بستنی هم کشک بادمجون داره
شنبه انقدر خندیدیم فک درد شده بودم بعد این خنده زنگ تفریح نبود سر زنگ جامعه بود با دبیری که هر دو کلمه می خنده😂
قشنگ تاثیر گذاشت رو ما🤣
و اینکه عطر و شکوفه بیارین من دیگه دارم به دارالمزدوجین می پیوندم...
ولی مظلومم ای نازنین منو میزنه تا میگن چرا میزنیش خب میگه عروسمونه🤣🤣🤣
هوای منو داشته باشید من مردم خون من پایمال نشه
الناز خانمم داشت مزدوج میشد که...خوشبختانه یک شکست عشقی دیگه به شکست های پیشین اضافه شد و الان تاااازه داره به این میرسه هیچی عشق اولی نمیشه🤣🤣🤣
ولی خب دیگه تموم شد اونم الان مال یکی دیگه شده خیلی نه نصفه و نیمه هست هنوز
بعد قرنیییی فاطمه خانم تشریف آوردن مدرسه!
چند وقته وقتی چت میکنه حرف میزنه یا میچخه یا حوصله نداره یا خوابه دیگه امروز گفت طبق معمول جاریش!
از امتحانات نهایی پارسال یه مشکل خانوادگی واسش پیش اومد که اون مشکل به شاخه های مختلفی تقسیم شده و این رو اعصابشه از یه طرفم مادرشوهرش الکی بهانه گرفته از یه طرف شوهرش اینجوری که فاطمه در حال انفجارهههه
امکان داره بهم بخوره امکان داره نخوره ولی نخوره خیلی بهتره چون تقریباً چهار پنج سالی میشه تو عقده دیگه ملت کور که نیستن دیدن این شوهر داره یا اون پسره زن داره جدت بشن خیلی طول میکشه بخواد دوباره ازدواج کنه!
الان قراره ضد حمله بزنه بیاد نتیجه رو بگه😂
سر امتحان دینی جوری به سوالا جواب دادم که از جوابام میشه قرمه سبزی یا حتی آبگوشت و قیمه بار گذاشت.
🌱🐚
تو ماشین بابای دوستم که نشستیم یه روز بابا منه یه روز بابا اون بعد اینا اعتقاداتشون با من فرق داره
تو ماشین آهنگ میزاره بلندم میکنه بعد امروز نفهمیدم چرا ولی گفت ها مثلا کافی بزارم مطهری بزارم هرچی بود به هرحال من به خودم گرفتم چون خودشون که اینجوری نیستن شاید حضور یه چادری که از قضا اعتقادات متفاوتی هم باهاش داره باعث شده بگه اینو داداش خمینی خونده!
ولی خا بنده بهش شیرینی دادم من آدم دعوایی نیستم سعی میکنم گارد طرفو آروم آروم از بین ببرم
ینی هیچی نمی تونست به اندازه اینکه بلند شم ببینم وسط نماز خوابم برده و نماز دوم قضا شده حالمو بگیره از فردا همون مدرسه میخونم
از وقتی اومده دارم می خندم یه ساعت گفت بلدم بلدم بلدم رفته انقدر شماره کارتو زده دستگاه کارتو خورده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
هیچی ام پرداخت نکرده برگشته الان باز بابام میره😂😂😂😂😂😂
فقط رفته بیرون برگشته🤣🤣🤣🤣
ینی مامانم قابلیت نامید کردنو در اوج امیدو داره😂😂😂😂


اینا بچه مردمن که انقدر خوشگل و مرتبن بچه من اینه قشنگ همه چیش به خودم رفته ینی از موهاش افشون سرش و پیتزای دستش و نگاه خبیثش می تونید اینو بفهمید😂
بچه تمیز چیه ؟
بچه باید دستاش پر کاکائو باشه محکم با کف دست بزنه رو پیرهن سفید باباش
البته اگر پدرش حین رفتن به جلسه بسیار مهمی باشه واقعاً ممنونش میشم🗿

روز دختر رو خدمت خانم ها:
چی بپوشمممم؟
میبره میدوزه در یه چشم بهم زدن که به تازگی شریعتی شده
خواجه گنگستر
کافئین خور اعظم
مسئول جمع آوری پرندگان بی سرپرست
در نمیزنه میره با لگد
خواهر نرگس خانم(نرگسِ عروس عباس آقا)
دختران وب همساده که بعضیاشون اینورن بعضیا اونورن و خود همساده (خانوم دندان پزشک)
جانشینِ صاحب قبلی و صاحب آینده پینترست
خانوم عکاس اعظم
خانوم دکتر صورتی
دیگه دختران خاموش و کسانی که شاید اسمشان را نبرده باشم
روز همتان مبارک🤍🦋
بچه هااااااا بیاین بیاین جمع شین یه چی بگم پر و برگ و کرک و هیچی براتون نمونه🤣
دختره ۱۳ سالشه کلاس هشتمه تهرانیه
این با یه پسره دوست میشه پسره ۱۸ سالشه تبریزیه
بعد سه ماه که باباش مخالفه بلاخره اینا عقد میکنن و باباهه تو عقد میرقصه
خودشم میگه بابام بخاطر اینکه شوهرم ۱۸ سالشه قبول نمیکرد!
الان یکی بیاد اعضا و جوارح منو جمع کنه بشرررررر من تو ۱۷ سالگی نشستم با عکسای پینترستی تنهایی ذوق میکنم تو چطور ۱۳ سالگی عاشق شدی عروسی ام کردی😐
مادر شوهرش خیلی دوس داشته پسرش ۱۸ سالگی دوماد بشه براشون قربونی داده چشم نخورن!
ما چش نمیزنیم، ما فشاااااااررررر می خوریم
چگونه؟
لازم به ذکره من کلاس هشتم تازه داشتم به بقیه امکانات گوشی تسلط پیدا می کردم🐢🐌
ولی به ازدواج حس خوبی نداره
حس میکنم دوران تک خوریم تموم میشه و قلمروی پادشاهیم یک دوم میشه
اولین ملاکم!
شریک مالی و شکمی نباشد!
چنانچه بود قید کند اگر کشته شد خانواده اش حق شکایت ندارند
فک کردم شوخی میکنن ولی دیدم نه واقعا جدی جدی روز دختره
بهانه ام واسه پول گرفتن جور شد😂
شما تو روزاتون براتون چیکار میکنن؟
ها راستی به تقلید از کانالای پینترستی دارم گونی گونی عکس می ریزم تو کانالم خیلی خوشگلن کاش زودتر میزاشتم 😍
مامانم ورداشته میگه خونمون انرژی منفی داره!
بعد گفتم خودش موج عظیم انرژی منفی
گفت حرف نزن ساکت شو😂
چرااااا؟
خوشم میاد یه مشت آروم دورهمیم یه دعوایی هیجانی عروسی ای چیزی بندازید وسط خب حس میکنم واسه سکوت کردنتون دارید حقوق می گیرید!
نکنه می گیرید؟
ملاعین حقوق بگیر😐💔
بعضی وقتا بیکارمیشم میشینم وباتونو میخونم شانسی میزنم روی یک ماهی نگا میکنم
الان آمار فامیلاتونو دارم🐢
یکم دیگه ادامه بدین آدرس خونه هاتونم در میارم
من همچین آدمی ام گفتم یه وقت ازم نترسین🚨
من نمیدونم شما چطور خواننده منید و زنده اید؟
خودم اگه خواننده خودم بودم گریه می کردماز خوشحالی 🥲
حوصله نداشتیم بریم سر صف وقتی معاون اومد بالا با الناز رفتیم زیر میز
از اونجایی که سر صبح همه عقل کل شده بودن کلاس هماهنگ نبود و چهارنفر بالای آب بودن و رویت شدن!
اوج فضاحت اونجایی بود که دوستان عزیزمون نشستن تا معاون انقدر بیاد جلو که ما جوجه موسی کوتقی هارو که زیر میز بودیم ببینه.
ما اونو نگا می کردیم اون مارو
وقتی خندید گفت چیکار می کنین اون زیر نفس ما آزاد شد😂
اسمامون نوشت که دیگه سرکلاس نباشیم
فقط من و الناز که عین جوجه موسی کوتقی ها کلمونو آوردیم بالا🤣🤣🤣
زنگ ورزش جای اینکه بگه نرگس فلانی حاضر اسم بابامو جا اسمم گفت😐
سی نفر آدم ترکیدن ا خنده🗿
زنگ آخر با محدثه کل افتاده بودیم میگفت کلاس ریاضی میرم میگفتم که چی الان؟میخوای بگی من کلاس میرم؟
باز میگفت بابام گیتار میزنه میگفتم که چی مثلا؟الان خواستی بگی بابام گیتاریسته؟
بحث کش پیدا کرد تا جایی که گفت داداشم بادیگارد منم گفتم اوووو من داداشمم بادیگارد داره
داشتیم تلفات میدادیم دیگه🤣
فقط مهشید که گفت الان من گفتم شوهر حسابداره؟🤣
محدثه با سفینه پدرش میاد مدرسه نازنین با بالگرد میاد
بنده خدا جدید الورود کلاسمون هنگ کرده بود فقط می خندید🤣
ناخن الناز در والیبال بشکست
با فاطمه و محدثه فوتبال دستی بازی کردیم یه دور بردیم دو دور باختیم🤌🏻😂
گفته بودم برنامه مدرسه بهم خورده؟
امروز فهمیدم فقط کلاس ما اینطوریه بقیه دوازدهمیا همونن
سه شنبه به جای ۱۲ تا ۲ می مونیم ولی چهارشنبه ۱۱ونیم تعطیل میشیم ولی بقیه ساعت ۲😂
ولی این تعطیل شدن ۱۱ونیم روز چهارشنبه برای ما حس تعطیل شدن شیفت صبح شش سال پیشه
وقتی خوشحال میشدیم چهارشنبه از همه روزا کمتر مدرسه ایم!
الان ذوق چهارشنبه داریم که یازده و نیم گنگ و استوار از جلوی کلاسا رد شیم طفلکاااااا شما هنوز مدرسه هستیییینننن؟🤣🤣🤣🤣
امروز از ناحیه کمر و پهلو شکستم فاطمه میخونه بعد تا شروع میکنه به خوندن درس برای کلاس آروم میگم هم اکنون مشروح اخبار!
توجه شمارا به اخباری که هم اکنون به دستم رسید جلب می کنم
صداشون یا پر خنده میشه تو خوندن یا با یه خفه شو ادامه میدن😂
انقدر نازنینو دس انداختیم سوره اخلاصو اشتباه خوند سر کلاس دینی ام به فاطمه میگم چرا رباتی میخونی؟نازنین میزنه🤣
ولی خا آدم کولی گری نیستم که های و هوی کنم واویلتا کنم میگم که بخندیم که می خندیم ینی سرکلاسا قیافه ها کنترل شده از خنده عظیمه🤣🤣🤣🤣
امروز چه بویی تو کلاس بود!
همیشه می شنیدم الناز میگه بو میاد بو میاد ولی امروز نشستم جاش دیدم راس میگه چون کنجم هست بو میپیچه قشنگ بعد مهشید میگه بو غداس ولی بو غذا نبود بو خلا بود خلا🐢
آمون لقدتون کنه خوراکی هاتونو باهم درنیارید بو قاطی میشه خب!
حالا بو رفت نازنین پشت کله من بادوم زمینی میخوره یه بویییییی😐🗿
فردا میرم پنجره بالا سرمونو باز کنم تا آخر سال شیمیایی نشیم💔
رفتیم برای تولد خاله قزی کادوهاشم دیدم یه خرس رنگی رنگی بود با تبلت جادویی گردنبند و دستبند و انگشتر مرواریدی کیتی با دفتر نقاشی و پرنسس و لوازم پزشکی و...
ولی برخلاف تفکرات ما اون با همون چیزی دلش خوش بود که ما قشنگی ای توش نمی دیدیم
حتی به بابامم خیلی نمیتونه بگه برای همین به من میگه غراشو به من میزنه هرچند که من نه سر پیازم نه ته پیاز
وقتی بارها و بارها میگم نکن مادر من داری اشتباه میکنی این آدم امروز یه چیز میگه فردا یه چیز دیگه امروز مادرش سهمشو فروخت فردا شماها باید بفروشید؛ اصلا گوش حرفم نمیده!
بعد حالا شنیده همون آدم چه حرفی پشت سرش زده!
اینکه پشت هم باشید خیلی خوبه هوای هم رو داشته باشید عالیه ولی وقتی به سوءاستفاده برسه باید محکم بکشید کنار...
هرچی بهش میگن آقا یکم جمع و جور کن انگار نه انگار آقا پاشو یه جاهایی میزاره که قیمتاش میتونه سلولای مغزیتو بکشه
شما بگید به همچین آدمی که خودش به فکر زندگیش نیست،باید کمک کرد؟
اینم شده مث اون یکی دیگه ننه بابای منو صندوق قرض الحسنه می بینن تا اقیانوس زندگیشون شلطه میخوره خالههههه خالههههه
اینجانب اومدم فداکاری به خرج بدم و جای اینکه بابام باشه خودم برم دندون پزشکی با مامانم
یه تعارف کردمااا😐
رفتم دکتره گفت خیلی طول نمیکشه دیگه بابا تا آخرش وایستاد منم رو صندلی جامعه می خوندم تازه خوابمم گرفته بود!
یاد صبح افتادم هانیه میگفت به دبیر که مارو تو حیاطم ببره درس بده ما قابلیت خوابیدن ایستاده هم داریم🤣
ولی دستگاهی که ویژ ویژ میکنه خیلی جوریه!
رفتیم و بازگشتیم تو راهم سیسمونی زیاد بود حقیقتاً با دیدنش حالم خوب میشه چه برسه رفتن تو سیسمونی😍


از تمامی حضار گرامی بانیان مجلس و محفل آقایان و بانوان که در انجام بهتر مراسم مارا همراهی کردند، کمال تشکر و قدردانی را دارم.
امید است مرحومه مغفوره بتواند در دنیای آخرت با اندوخته های خود زندگی آرامی را داشته باشد.
جهت شادی روح مرحومه مغفوره هدیه می کنیم دسته گلی از جنس صلوات بر محمد و آل پاک محمد(ص)
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم 💚
در حال حاضر 21:09 به وقت ایران اسلامی
بنده مفتخر به دور قروقاطی از جامعه کردم که یادمبیاد با دیدگاهاش که وا بمونه انقدر سخت و زیادههه
تاریخم درس دو خوندم اگه وقت شد برم یک
هم اکنون عربی می نویسم یه دبیری گیرمون اومده نگاش می کنیم باید آب قند بخوریم!
و در همین راستا دینی را هم در بحث شرک در خالقیت و مالکیت و ولایت و ربوبیت و همچنین توحید در خالقیت و مالکیت و ولایت و ربوبیت در ذهن می گنجانیم
تا درودی دیگر اگر بود بدرود 🤣🤣🤣🤣
برناممون تغییر کرده به جای سه شنبه ها دوازده و نیم باید تا دو وایستیم بعد چهارشنبه یازده و نیم
به الناز میگفتم تا حالا راهنمایی هارو تو مسیر تحمل می کردیم حالا باید ابتدایی هارم متحمل بشیم😂

جدی جدی بچه ها از من ناراحت نیستین؟🤣
آخه خیلی دارم ناراحت میشم ینی باورم نمیشه کسایی که فک میکردم چقدر میتونن دوستای خوبی باشن اینطوری ناراحتم کنن
هنوز حرف از دهن من در نیومده گاز گرفت تا ته گفت گفت گفت
بعدش گفت تو قیافه گرفتی ببخشید نمیخواستم ناراحتت کنم این قیافه گرفت من جلوی همه شما از ایشون عذرخواهی میکنم
ولی بعد اینکه کل حرفاشو گفت توقع داره من مثل قبل رفتار کنم
واقعا شماها ناراحت نیستین؟شاید آه شما منو گرفته!😂
عمومی خصوصی گفتینو هرجور راحتین
بعضی آدما هستن که حس میکنن وای چقدر آدم بزرگی ان!
اینا تو مدرسه تو خونه تو دانشگاه کلا تو جامعه هستن
اعتقاد دارن خیلی شاخ گنگ کلاس بالا هستن مثلا تو مدرسه صندلی رو میکشن رو زمین و اصلا توجهی به صدای گوش خراشش ندارن
سرکلاس مسخره بازی در میارن و های های می خندن
به رو معلم می چخن انگار طلب دارن
مسخره میگیرن همه چیو رو مخم هستن
اینا یه طوری ان که ما خیلی خوبیم و همه باید در خدمت اینا باشن و هرچی گفت بگن آره راست میگه به این خود برتر بینی میگن پیروی از قاعده یهودیت چون یهودی معتقده نسل اونا نسل برگزیده ایه و خلق باید در خدمتش باشن و جان فدا باشن براش
یک ترجمه ای کردیم تاریخیییییی 🤣🤣🤣
ینی دبیره دیگه مارو یادش نمیره😂
پا باید مراقبت کنیم از کسانی که مراقبت کردند مارا
این چه چرتی بود🤣🤣🤣🤣
صحیحش میشد ما باید مراقبت کنیم از کسانی که که اولین بار از ما مراقبت کردند
این النازم نمیذاشت قشنگ ترجمه کنم من می گفتم نمی دانیم اونم بلافاصله میگفت نمی دانیم
عین طوطی سخنگو هرچی میگفتم تکرار می کرد آخراشو نفهمیدم از کجا درآوردم ولی تا حدودی خوب بود😂
بعد ترجمه تا زنگ داشتیم می خندیدیم کلاس با هر خط ترجمه یه دور می خندیدن بعد می نوشتن🤣
حالا این دبیره بعضی وقتا کلاً اشتباه میخونه من دیگه کل کل نمیکنم باهاش یکی از بچه های کلاس هی گیر میداد بهش برداشت گفت شما می خواید وقت کلاس رو بگیرید به readمیگه رِید!
خود خارجی ام اینطوری تلفظ نمیکنه😐
جامعه ام اومد پرسید اینم از من نپرسید فردا امتحان دینیه با سلامت و قراره بعد دو هفته دبیر فارسی رو ببینیم اگه داشته باشیم
چرا فک میکنم سه هفته رفتیم مدرسه؟
امروز یکی از بچه ها پی لنگ من راه می رفت حالا من جور خاصی حرف نمیزنم ولی الناز فک میکنه الانه طرفو قورت بدم😐
از بدترین خاطرات دبیرستان میشه به تولد گرفتن بچه ها سرکلاس اشاره کرد!
به حدی بدم میاد ازین کارا...
فک کردم فقط خودمم بعد دیدم فاطمه و النازم خوششون نمیاد ینی اونا تولد میگیرن ما به نگاه بیماران لاعلاج بهشون نگا می کنیم.
ای مسخره بازیا چیه خب ببرین تو حیاط😐
هر توقعی از آدما داشته باشید...
با کسی که مثه خودتون نیست شوخی نکنید...
منی داشتم فکر می کردم حداقل یه آشنا باشه باهم بریم دانشگاه حالا به این نتیجه رسیدم که هیچکسی نمیخوام باهام بیاد هیچکسی!
آدمای دورم رو هرچی نگاه کردم به من نمیخورن من یکی میخوام عین خودم
دلم نمیخواد تو مرحله بعدی زندگیم هیچکس از آدمایی که تو این وب عنوان دوست روشون گذاشتم باشن
شکوندنم
من باهاش شوخی میکنم به تمسخر برمی داره جدی جواب میده آخرش گفتم قشنگ شده میگه مسخره کردی!
با یکی دیگه که اعتقادی هیچی بهم نمیخوریم هر دفعه بحث بسیجیا میشه تیرش مستقیم به من میخوره
مگه من فرمانده کل بسیج کشورم؟
تا حالا از برخوردم ناراحت شدین؟
از کامنتایی که بهتون دادم یا جواب کامنتاتون؟