خدایا

ای همشهری ما عجیب پیداش نیس🥲
مسلمونا کجای آذربایجانین؟
اینم به خوبی بگذره
بالگرد حامل رئیس جمهور وزیر امور خارجه و...مجبور به فرود سخت شد
----------------
وقتی بلاها باهم نازل میشه
خدایا این یکی دیگه نه💔
خونه خاله
انقدر حوصلم سر رفته که می خوام به هر نحوی شده از خونه خودمو بندازم بیرون ننم آش پخته ببینم می تونم بهش متصل بشم یا نه؟😂✌🏻
کبوترای حرم:)
امروز مردم یه حرکت باحالی زدن تو حرم!
میون اون بارون که همه دنبال یه سایه بون می گشتن بعضیا می رفتن کبوترا رو برمیداشتن و بغلشون می گرفتن
خداوکیلی کیف کردم❤
من و و مامانم❤
امروز مامانم خواست بره کارت ورود به جلسمو بگیره میگه ۲۰ تومن بده بعد شد ۳۰ تومن😂میگم مگه چقده یه پرینت میگه شاید بگه ۵۰ تومن🤣
یه بار کارتمو بهش داده بودم در هر چند سالی یه بار کدوحلوایی میگیره ولی عدل همون روز رفت کدو خرید😂
بعد دیدم روسریم که همیشه سرش میندازه میره سرش نیست ازش پرسیدم میگه نیست😅
بعدش دیگه با بابام اومد باهم اومدن ناهار خوردیم موقع بارون ترسید!
حالا من فیلم می بینم
بابام پشت بومه
مامانم ترسیده خونرو متر می کنه😂
بعد رفته پایین دیده از چاه گاراژ آب میزنه بالا جیغ میزده من و بابامو صدا می زد🤣تازه بابام خونسرد جوابشو میداد یه جیغی زد که پرده های گوشم لرزید!
الان هنوزم با خاله فاطمم دارن حرف میزنن
خیلی دلسوزه!
حوصلم سر رفته
جوری جعله بارون شد که عجیبا قریبا!
حالا تموم شده این انجمن خاله ها و مامانم دوباره گرد هم شدن از هر دری حرف میزنن😂
واقعا حوصلم سر رفتهههههههه خسته شدمممممم
وای فک می کردم امتحان فرداس عین چی میخوندم که تا قبل شنبه جمعش کنم خوندم تمومش کردم و کل دیشبو بیدار بودم تا ۷ ۸ صبح بعدم که خوابیدم تاحالا ساعت ۱۲ بعد فهمیدم امتحان دوشنبش!
امشب بتونم دوباره ۹ درس آخرو دور میکنم چون ۱۲ نمره داره و ۹ درس ترم اول بمونه واسه فردا چون ۸ نمره داره که سه درس آخر کلاس ۳ نمره داره😐
نمی ارزه ۱۰ صفحه بخونی یه سوال یه نمره ای بیاد!
+ وی می خواهد پول خرج کند اما نمی داند در چه راهی؟
اول می خواستم برم یه گالری، آرایشی و این چیز میزای فانتزی و خوشگل بگیرم
بعدش گقتم ازین تحریری های خوشگل بگیرم
کلاسورم دیگه داره بازنشست میشه بندش کنده شده و ساییده
از کلاس پنجم دارمش، خیلی خوبه😍
حالت چرمی داره یه طرفش جای کارت و عکس و این چیزا داره
برم ببینم کلاسور قشنگ پیدا میکنم بگیرم
خودکارم باید واسه امتحان نهایی بستونم
سواحل مشهد
ما مردم این مرز و بوم بسی بسیار مقاوم می باشیم
چندبار خطر سیل شده و هر بار همرو تا سر حد مرگ سکته داده!
ولی مشاهده می فرمایید چطوری تشریف میارن😂


(مشاهده می کنین آب تو خونه همسایه کنارمون رفت)
و هماکنون هوا داره روشن میشه و موسی کو تقی ها به دنبال تقی می گردند✌🏻😎
می گذرد...
نشستم پستای قبلیمو خوندم
چقدر بزرگ شدم!
چقدر تغییر کردم!
اون آدم پر انرژی ای که پستای طولانی می نوشت
اون آدمی که ایموجی بارون بارون پستاش
اونی که با ذوق می شست تک تک اتفاقا رو می گفت
کجاست؟
چیشد؟
چه اتفاقی براش افتاد که یهو انقدر عوض شد؟
مهمتر از همه چی باعث انقدر عوض بشه؟
شاید گذر زمان ولی خیلی زمانی نگذشته
ینی تو همین زمان کوتاه من ازین رو به اون رو شدم؟
فکرم نگاهم تصمیمام...تغییر کرده
اینا نشونه بزرگ شدنه؟
ینی زود تر از اینکه ۱۸ سالم بشه من دارم فراتر از ۱۸ رو زندگی می کنم؟
شاید اقتضای سنی باشه ولی حس میکنم دیگه من اون من قبل نمیشه
من قبل یه چیزایی براش اهمیت داشت که الان نداره
ولی...ولی صادقانه من الانو دوسش دارم
راحتتره
بی دغدغه تره
سر هرچیزی بغض نمیکنه
سر هر کاری به ترس اجازه حمله نمیده
من الان اجتماعی تره
دوست داشتنی تره
فک می کردم لوس نیستم ولی بودم ...بودم
دیگه نیستم
دیگه تموم شد وقتی که واسه کوچکترین حرف نفسم بریده بریده میشد
من عوض شدم از 2مهر...
از ۲ مهر زندگیمو تو دستم گرفتم
تا قبلش همه به زندگیم به علایقم به مغزم سلطه داشتن
هیچکس باهام همراه نبود
تونستم
از پسش براومدم که از ۲ مهر تا الان خودم زندگی کنم
نباشم کسی که بقیه انتظارشو دارن
درسته خیلی ضربه سنگینی خوردم
ولی می ارزید
به الان می ارزید
اما هیچ وقت اشکام و دلتنگیام و بغض خفه کردنام و تو تنهایی با خدا حرف زدنا رو یادم نمیره
ممنون که باهام بودی
فهمیدم که خیرمو خواستی
کاش بنده هات قبل گله کردنشون چیزایی که تو واسشون بعد سختی تدارک دیدی رو می دیدن
اونوقت به انا مع الاسره یسرا ایمان کامل میاوردن
شاید نق میزدم گله می کردم ولی خودت شاهد بودی که فقط بخاطر چه چیزایی صبر کردم
تا الان خوشبختی رو تو خندیدن کنار خانواده می دیدم ازین که بتونم با بابام شوخی کنم و به اخبار همش خیره نباشه
ازین که با مامان حرف بزنم و تو ذوقم نزنه و یکساعت نصیحت نکنه
نشون دادی بم زندگی فقط تو این چیزا خلاصه نمیشه
من خودمم با خودت
جز تو هیچکسی اونقدری که تو شنونده ای اونقدری که باعث حال خوبمی برام نیست!
خدایا...این حال خوبی که نصیبم کردی و نصیب همه اونجور که هستن کن
اگه خوشحالیم باهم خوشحال باشیم🙂
چطور و چگونه؟
دبیر- بچه ها امتحان دینی خیلی سخته از یک جاهایی سوال در میارن که فکرشم نمیکنین
دانش آموزی که من باشم در شرف امتحان:






پ.ن:دنبال دوست شهیدم!
نمیدانم چطور ولی من یه دوستی میخوام که فقط و فقط از خودم باشه اینجور نباشه که برم سر قبرش یه جماعتی ریخته باشن سرش💔
فردا احتمالا برم گلزار بیابمش!
بارون
boy's day
روز جورابای منم بشور🧦
روز یه جوری میزنم یکی از من بخوری صدتا از دیوار🤺
روز شماها بلد نیستین خرید کنین😒
روز آدرسشو بده جنازشو میارم واست😎
روز سیبیل دارا و ریش دارا 🧔🏻
روز ارتش ویراژ جلوی مدرسه ها 🚴♀️
روز پلاس شدگان در باشگاه بدنسازی و فست فودی ها مبارک😂
سیل؟
هوم؟
عاشقان حسین🌱
🚫اگر نخونید ضرر کردید 🚫
بخونید خیلی قشنگه: اولين روزي كه امام حسين (ع) روزه گرفتند همه اهل بيت در كنار سفره جمع شدند؛ پيامبر اكرم (ص) رو به امام حسين فرمودند:
حسين جان عزيزم روزه ات را باز كن. امام حسين فرمودند:
جايزه من چه خواهدبود؟
پيامبر فرمودند: نصف محبتم را به كساني كه تو را دوست دارند مي بخشم.
حضرت علي(ع) فرمودند:
پسرم حسين جان بفرما. باز امام فرمودند: جايزه من چه خواهدبود؟
حضرت علي فرمودند: نصف عبادت هايم براي كساني كه عاشق تو هستند.
حضرت فاطمه(س) فرمودند:
عزيز دلم افطار كن.امام حسين پرسيدند:
جايزه شمابه من چيست؟
حضرت فرمودند: نصف عبادت هايم را به كساني که بر تو گريه مي كنند مي بخشم.
امام حسن(ع) فرمودند:
برادر جان روزه ات را بازكن و امام همان سوال را پرسيدند.
حضرت پاسخ دادند: من تا همه گنهكاران را بر تو نبخشم به بهشت نخواهم رفت.
و درهمين حال جبرئيل بر پيامبر نازل شد فرمود خدا مي فرمايد:
من از شماها مهربانتر هستم و آنقدر آن كساني كه عاشق تو هستند را به بهشت ميبرم تا تو راضي شوي یا حسین.
ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ "ص" ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ:
ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﻬﺮﻩ کسی که این حدیث رابه دیگران می رساند
حاج مهدی سلحشور چند شب قبل تو حرم حضرت معصومه میگفت:...دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا کپی میکنی وبعدش پخش میکنی !!!حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش میکنی.. فکرش را بکن.. روز قیامت باخودت میگی کاش بیشتر میفرستادم..
سُبحانَ الله يا فارِجَ الهَمّ وَ يا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ يَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّةَ حيلَتی وَ ارزُقنی حَيثَ لا اَحتَسِب يا رَبَّ العالَمين
حضرت محمد(ص) فرمودند هر کسی این دعا را بین مردم پخش کند گرفتاریهایش حل شود.ولى شيطان به بيشتر مردم اجازه ى پخش اين ايه را نميدهد.❤
#امام_حسین<.🖤🌿.>
#أَللّٰھُـمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَٱلْفَرَج𝟑𝟏𝟑🖤⃞🌿
دیگه دارم ازین حجم خودتحویلی ناراحت میشم!
من نیتم رژیم بود تا دیشب که چشم به کیکای دانمارکی های نان رضوی افتاد!
ینی عالم و آدم دست بدست هم دادن که من اصلا لاغر نشم😂
چاق نیستم ولی خا عروسی در پیش دارم یککککماه دیگر...کخم گرفته کخخخخ

آنگیزا
ینی ننه من یه شخصیتی داره که بخواد یکیو بیدار کنه شده طرف رو به قبله باشه باید پاشه😐
حالا در این اغراق کردم کلی مغزمنو ترکوند!
بشر ولم کن خوابم میاد هی میره هی میاد هی ساندویچ پر مربا توت فرنگی میاره بعدشم اذون دادن ینی تا من الله اکبر نکنم ول نمیکنه😂
یه درس دینی خوندم تا ته یادگرفتم اونم درس پیوند مقدس!
همون ازدواج!
نتیجه گیری:(وی هیچکدام از شرایط ازدواج را ندااارد)
پس به درس خواندن ادامه می دهم😂
مثلا یکیش شرایط جسمی و روحی و روانی سالمه، که جسم من کلا مسلسل خورده روحم که عاااالی روانی که یک تخس لجباز بی حوصله خوش اخلاقم🤣
همین اولی رو ندارم بقیشم فبها🤣
الانم بعد کلی گشتن و علافی اومدم درس دومش که زمینه ازدواج هست،این دو درسو به قول بچه ها بلدیم🤣🤣🤣
پ.ن: اگه باشه ماخوایم باریم خانه ماریم مادیونین فکر کنین میخوایم بریم برج خالیفا😂
چشم آبی
امروز بحث سر رنگ چشم بود این الناز میخواد لنز مشکی بستونه
بعد داشتم می گفتم ببین قیافه هرکی با رنگ چشماش هارمونی داره...که نگیره
بعد پرسیدم ببین به من سبز نمیاد
یهو فاطمه گف سبز وحشتناک میشی ولی آبی بت میاد!
می خواستم یکی دیگرو منصرف کنم خودمم کخش به کلم افتاد
عسلی هم امتحان می کنم☝🏻
ایزی ایزی تامام تامام🦏📚
آقا ما آخرین روزمونم از مدرسه فرار کردیم!
حالا چطو فرار کردیم بماند بعدش هیچ قبرستونی پیدا نمیشد بریم یه ساعتی ازون خراب شده دراومدیم که خیلیم وقت برا ولگردی نداشتیم
ازون جایی که ما بشدت مثبتیم گم میشیم میایم خونمون فقط منتهی یه ایستگاه سوار اتوبوس بودیم
امتحان انسان و محیطم مراقبمون اکبری بود همرو از رو کتاب نوشتیم تحویلش دادیم
دبیر جامعه مونم که اصن نبودش
برای همین رفتیم بوفه دیدیم خانوم ترکان انگار تو سواحل لاس وگاس نشسته بستنی بدست😂
چقد زن گلیه!
سه تا بستنی گرفتیم خوردیم یکم چرخیدیم تو مدرسه قشنگ که مطمئن شدیم جامعه نمیاد از مدرسه اومدیم بیرون
تو راهم هی توبه کردیم هی ملتو مسخره کردیم
بعدشم رفتیم پیش گیسو(مردی که در گالری آرایشی کارمی کند)دو سه چیز خریدیم و خونهههه
معاونمون گف مدیر میگه بیاین ولی شما نیاین😂
خاب...اینم از امسال!
تنوع طلب
کودتا
ینی کل امسال ما:
- بچه ها امتحان فردا رو کنسل کنیم
- بچه ها فردا هیچکس نیاد
- بچه ها به خانوم بگیم گروهی امتحان بگیره
- بچه ها...
امروزم خیلی نیومدن ولی این مدیر اخلاق جوری داره، متاسفانه سخت گیره حالا بچه ها قراره نامه اداری بنویسیم بفرستیم اداره که اصلا امیدوار نیستم به این کار!
امروز دستام درد گرفته بود بس بافتمممم تازه یکم دستام خوب شد یگانه نشسته تیغ ماهی بباف!😐
جسارتا منبافنده ام؟
دونفرم فردا رزرو کردن امتحان انسان و محیطم داریم ینی انقدر درسش چرته که دبیرش میگه از همچین درسی کمنگیرین😂
دوشنبه امتحان ریاضی داریم که دو فصل مونده ولی دوفصلش یه ذره پیچیدس که امیدوارم بتونم بخونم.
ریاضی حل کردن من حفظیه ینی حفظ میکنم که چیکار باید بکنم و الا نمیشه حالا نه اون حفظی که فک می کنین منظورم حفظ ده بار تکرار کردن واسه خودمه🤣
هااااا بیاین یچی واستون بتعریفم زخمی بشین
سازمان سلامت جهانی تو دهه۶۰ میلادی برای مبارزه با مالاریا تو کشور بروئنی، میاد سم د د ت میده!
بعد این سم نتیجه خیلی بدی میده، سقفهای کاهگلی میریزه و میشه شیوع طاعون!
این سم فقط پشه رو نابود نمی کرده بلکه زنبور های وحشی رو هم می کشته این زنبورا هم از لارو هایی تغذیه می کردن که کاهگل می خورده
حالا زنبور وحشی بمیره چی میشه؟
آفرین! لارو زیاد میشه دیگه برای همین سقف نابود میشده می ریخته
حالا گربه هاهم وقتی این مارمولکا از سقف میافتادن می خوردن گربه ها هم می میرن
این سم گربه ها رو نابود کرد و موش زیاد شد چون گربه دشمن موشه، و میشه شیوع بیماری طاعون!
چون موش ناقل بیماری طاعونه و دست اندر کاران این پروژه شروع میکنن واردات گربه...
خَرداد
هرچی به خرداد نزدیک تر میشیم
هرچی امتحانا رگ به رگ به من نزدیکتر میشه
هرچی حوصله و انگیزش در من افول پیدا میکنه و ضابطه ام دقیقا میشه همون تابع همانی رو به پایین که داره با قدرت به سمت منفیا پیش میره
عجیبا قریبا ازین خرداد
سلام؟
من بچه که بودم به حدی خجالتی بودم که سلام می کردما ولی صدام آروم بود.
بعد مامانم کنارم می گفت سلام کرده!
خالم تو خواستگاری دخترخالم به من هی میگفت به مادر پسره سلام کن سلام کن
من چند بار به مامانه سلام کردم😐
بابا ول کنید سلام کردن منو...ینی حس میکنم با سلام کردن من به یه نفر قراره بارون رحمت بباره رو سرش!
این یکی از معضلات بچگی من بود و تموم شد.
الان محمد مهدی شده!
سروزبون منو همینا گرفتن که یه مغازه میخوام برم عرق جبین می ریزم! بعد مامانم روانشناس شده که نه نباید بهش بگن بچه حساس میشه به کلمه
من بچه نبودم؟
آی ام موش آزمایشگاهی؟
نیمه گمشدم اسمش مهدی!🤣❤
ینی از خواب بیدار شده بودم داشتم این خوابمو با خواب مو قهوه ای پیرهن زرد شلوار مشکی مقایسه می کردم ولی هیچ وجه مشترکی ازین مهدی با اون مرد قد بلند پیدا نکردم😂
چه شغلی؟
من اگه وکیل بشم:
- آقای قاضی من اسکرین شات دارم!
من اگه معلم بشم:
- نگا نمیکنم تقلب کنین
من اگه روانشناس بشم:
- سعی کن با همین دالقوزی که هستی بسازی ازین جدا بشی یه دالقوزی بدتر از این بختک میزنه رو زندگیت!
من اگه پلیس بشم:
- نرگس نرگس یاسر...خواستم بپرسم که کیو بزنم؟
..........
در نتیجه تصمیم صغری گرفتم.
تصمیم دارم دوازدهم تموم شد برم دانشکده الزهرا طراحی دوخت بخونم چون صددرصد برم فرهنگیان نصف هدفم حقوقیه که میدن و واقعا واقعا واقعا حوصله درس و مدرسه رو ندارمممم😭
هم نامهربونه!
وقتی روزدخترو بهش تبریک میگم:
(بی احساس سطح جواب دهیش صفرههه😐)
وی دختر می باشد دوستان بخاطر یه مسئله به امیر ملقب شده

روز دختر
قبل اینکه روز پسر رسمی بشه هر وقت روز دختر میشد یه عده پسرایی بودن که تا ابعاد مختلف حسادتشون نشون نمی دادن و کلی مظلومبازی نمی کردن ول کن نبودن😂
حالا درسته شماها پسرین در آینده قراره انقدر زحمت بکشین که جونتون درآد
ولی یک دختر در تموم عرصه های زندگیتون نقش داره
من خودم به شخصه الان محصول ازدواج عاشقانه ننه بابامم😂
یک مسئولیت دیگه هم که دارم انجام وظایف خواهرانه اس (با کوثر)❤🤣
در آینده ها همسر یک دالقوز میشم و در آینده ترش مادر میشم و یک نرگس جوان تر شروع میکنه به تغذیه کردن از مغز اون دالقوز کور!
پس حسودی کردن به روز دختر کاملا حس بیخودیه چون دخترا همه جا هستن مشکلی دارید بگید روناک حلش میکنه😁🙏🏻

روز دخترای گل از جمله خودم بسیار بسیار مبارک باد.
💕😍💕
بزن که نم نمت..
حس میکنم شمالم!
بارون باز شروع شده و ما اهالیه مشهد در خانه چپیده ایم و زوجه های شهر دست در دست هم در کوچه های قدم می گذارند.
فردا همشون سرماخورده از بابا من آویشن و شربت سرماخوردگی می گیرن😂
امروزم ننم آش درست کرد باز رگ خواهریش زیاد گل کرد ظرف کرد داد عموم
همین طایفه بعد خوردن هر چیزی که مامانم می فرسته میگن ترش کردیم فلان کردیم هی میگم مامان نده میگه من واسه محمدمهدی میفرستم الانم که خاله زهرا دستور داده!
واقعا با این محبت ماورایی ننم حال نمی کنم!
ولی بابام❤
تمام الطاف شامل حال من میشه😂
دیشب زنگ زدم خوراکی بیار یخچالمون برهوته!
ازین پفیلا سفیدا نه چیپس و پفک...رفته یه پلاستیک پر ویفر از طعم های مختلف آورده با دوتا چیپس پیاز جعفری و لیمویی و آبمیوه انبه(خوشم نمیایه)با شکلاتای قهوه و کیک صبحانه
هی نگای ویفرا میکنم میگم بابا کسی نذر داده؟🤣
یه لحظه فک کردم حاتم طایی شده🙄

تگری
فرفرفرند🦭
امسال تموم شد اما بهترین چیزی که واسم داشت این بود که بیشتر بچه های کلاسمونو شناختم!
مخصوصا ستایش خانوم که قصد داشتم این روزه سکوتو ادامه ندم اما حرفی که گفته بود باعث شد با قدرت ادامه بدم😂
النازم خوبه و بشدت رک!
ینی یه حرفی رو من نگفته بودم این چسبیده بود آره تو گفتی...
ولی از بین همشون فاطمه یه چیز دیگس، انگار به اون از هر لحاظی نزدیکترم تا بقیه حتی با مهشید که دختر خوبیه خیلی باهم دیگه خوبیم ولی شدت صمیمتم باهاش در حد متوسطیه🤣
امروز بلند شدم فک کردم میخواد پرتم کنه از میز پایین بعد گفت بیشعور میخواستم بغلت کنم😂
بغلش کردم قبلشم فاطمه رو بغل کرده بودم چون خودش گفت وقتی هدیه تولدشو دادم من آدم بزرگارو بغل نمیکنم فقط بچه هارو آدم بزرگا خودشون بگن مشکلی ندارم
استثناءً دیدم فقط الناز مونده اومدم اونم بغل کنم که هیچگونه استقبالی نکرد! ناراحت نشدم چون اخلاقش همینه نمیشه یکیو از ساختار عوض کرد خودش بارها چسبونده خودشو بهم من جوری برخورد نکردم که فک کنه بدم میاد ولی رفتار امروزش فاقد از ویژگی های اخلاقیش یه طوری بود...
حالا قبلشم کله یکیو بافته بود اومده پایین میگه سرش رشک داره!
موندم چطور تو روی طرف نگفته؟
ینی دلم میخواد یه طوری میشد من جدا از اینکه دوست اینام برم عروسی فاطمه با وجود ستایش که خیلییی معذبم!
با النازم کمی تا حدودی!
ولی سعی میکنم فارق از دوستیمون برم عروسیش 😂
ینی الناز و ستایش تنها وجه مشترکشون وسواسه!
فککن این ستایش کیفش چندبار افتاده زمین میگه میخوام بندازم لباسشویی کثیف شده فلان شده
حالا من با کیفم همه جارو زیارت کردم😐
یا این الناز به سالاد ماکارونی های یگانه میگفت با دست درست کرده دستاش معلوم نیس کثیف بوده نبوده ناخناش تمیز بوده نبود ینی انقدر گف که اشتهام کور شد😑
ولی من و فاطمه🤣🤣🤣
درسته یه وقتایی بد پاچه می گیره ولی عااالیه😂
درکل ملاک من برای دوستی اینه طرف خودشو نگیره هی قیافه نیاد که من فک کنم ننش الهه مصره باباش شاهزاده دبی!
یکم خاکی بودن چیزی از ارزش آدم کم نمیکنه!