خودم و وبلاگایی که دنبال میکنم یه موج هماهنگ داره الان من حال ندارم حوصله ندارم وب هرکدومشونم میرم وضعیت اونام مثه من
خنده به ما حروم شده ؟
هرماه منتظر ماه بعد میشیم که شاید اردیبهشت بهتر باشه...هعی
سرکلاس داشتم عربی میخوندم ندا و الناز باهم حرف میزدن
ندا میگه خیلی زوره تو مجازی درس بخونی بعد امتحانارو حضوری بدی مثه این میمونه کلاشینکف (نمیدونم درست گفتم یا نه)بازی کنی یه مدت بعد بری جنگ
سر امتحان نمکدون شدن مگه چیزی به مخامون مخابره بشه
دبیر معنی یه کلمه ای رو گفت بعد نرگس میگه کجا بنویسم بهش میگم تقلبم میرسونن نمیدونی کجا بنویسی به دبیر میگه خانوم اگه مشارکتی نمیزارین ما چرت و پرتامونو بنویسیم دبیرم خیلی جدی گفت اره چرت و پرتاتونو بنویسین
مامانم گف میریم کربلا
از بس به دیوار خونه زل زدم خسته شدم جغرافیم خوندم میخوام امتحان اخر خرخونی کنم یه بیست بگیرم دلم خوش بشه پسرفت نکردم
واقعا مدرسه تموم شد ؟ چرا فک میکنم هنوز وسط سالیم
دیگه خسته شدم خداحافظ