اتفاقات امروز
مشهد عین چی سرده یعنی فقط میلرزی🥶
امروز نماینده اداره نیومد مثه اینکه شنبه میاد
فارسی امتحان گرفت ازمون یه امتحااااانی🤣
همه تقلب همه کپی از رو هم 🤣🤣🤣
شور تو شوری بودا😂🤣
بعد انسان محیطم اومد امتحان گرفت بچه ها میخواستن نگیره با تحکم گفت نه عزیزم من باید امتحانمو بگیرم...
اون عزیزمت چی بود آخه 🤣😅
بعد حالا وسط امتحان از سالن صدای یکی میومد داشت خوانندگی میکرد
دبیر گفت اینجا تیمارستانه مدرسه نیس که
یکی از بچه ها از ته کلاس گفت خوشم میاد خانوم توهین میکنه بهمون ما میخندیم😂😂😂
بعد امتحانشون دادن رفتن زیر پنجره کلاس دنبال خروسه صدا بوقلمون در میارن😆😆😆
زنگ آخرم موکب مدرسه چایی میداد و دبیر نداشتیم رفتیم تو نماز خونه
کفشای جعفری برداشته بودم بنده خدا همونجا نشسته بود حرص میخورد😂
رفت سجده زدم پس کلش😂
این جعفری رو خیلی بهش لطف دارم🤣
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۹/۲۲ ساعت 18:20 توسط Batwoman
|
دفتری خاطره مجازی من از شیرین ترین روزها تا تلخ ترین