کیک بوکس
رفتم باشگاه واسه کیک بوکس ببینم چطوریه قرار بود جلسه پیش برم با الناز که نشد
این جلسه رفتم خیلی سخت بود مربیه گفت تا پنجشنبه سخته چون مسابقات دارن
بعد یه چند تا حرکت یاد دادن ما نشستیم دیدم اون دخترا یه عده ای نشستن یه عده دیگه به شکم اونایی که نشستن ضربه میزنن
حالا نمیدونن چیزی رو شکم داشت یا نه؟
بعد ها این دختره اومد حرکت یاد بده به من گفت بیا
رفتم جلوش گفت دستاتو بزار رو شکم
دستامو گذاشتم
پاشو جمع کرد لگد زد💔💔💔💔💔💔💔😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
ینی معدم به ستون فقراتم چسبید😂😂😂
بعدش یه چیز دیگه اینکه داشتیم تمرین میکردیم یه لحظه برگشتم
خب در باز بود
دیدم پسر داره رد میشه😐
دختره فهمید رفت درو بست گفت حالا منکه حجابم...
واسشون مهم نبود اما من بدم اومد
ینی چی پسرا از جلوی ورودی دخترا رد میشن😂
اونم وقتی لباساشون که شلوارک و تابه 🤣
در کل خوشم نیومد از ورزشش🙂
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۹/۱۴ ساعت 19:3 توسط Batwoman
|
دفتری خاطره مجازی من از شیرین ترین روزها تا تلخ ترین