تعذیت 🤣
دیروز بابام میخواست بره تعذیت بعد آدرسو عمو رضام داشت داده کوثر کوثرم زنگ زده خونه
کوثر _ فلکه ضد خرمشهر ۸ شلمچه ....ساعت پنج و نیم
یه لحظه فک کردم تو اهوازیم این چه آدرسیه😂😂😂
بعدگفت تو شاد میفرسته فرستاد عمو اسماعیلو بابامم رفتن
حالا که رفتن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
مراسم تموم شده بوده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حالا اومده خونه خودشم میخنده مثه اینکه مراسم از سه شروع شده
کوثر چقدم تاکید داشت ۵ونیم😂😂😂
من یکی از این بشر حاضر نیستم آدرس بگیرم😅😅😆
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۳/۱۳ ساعت 17:12 توسط Batwoman
|
دفتری خاطره مجازی من از شیرین ترین روزها تا تلخ ترین