خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

عاشورا ۲

Batwoman
۱۴۰۳/۰۵/۰۱، 21:20
درحال بارگذاری..

روز عاشورا درگیر پذیرایی بودیم که زنعموم یک غذای بچگانه داد به سفره اول.

زنعمو بزرگم وقتی غذا از دست من گرفت گفت:

- نرگس یا برو بشین یا غذا نده به اینور اونور!

انقدررررر بهم برخورد که چی ولی هیچی نگفتم😐

- من غذا ندادم به کسی!

زنعمو - الان سفره اول پذیرایی شده ...

- من ندادم زنعمو یک بچگانه داده

ته و توشو درآورد فهمید بله من غذایی ندادم ولی اون قیافهو لحنو اصلااااا یادم نمیره

این تموم شد غذا دادیم یک غذا دستم موند من همونو گرفتم رفتم رو سفره خودمون نشستم خوردم بعد دیدم چرا غذای اینا فرق داره!

همشون نه ها!

غذاها پرررر بود

پر گوشت

پر برنج

پر خیارشور

پر ته دیگ

خاص بود😂

کم و زیاد داشت ولی عجیب بود!

غذای امام حسین مگه عمومی خصوصی داره؟

بعد که خبرای آشپزخونه رو شنیدم فهمیدم بله برای بعضیا مثه اینکه داشته و هرچیم به عموم میگم میگه ایندفعه خیلی خوب برگزار شد و...اصن عموم تو وادیه دیگه سیر میکنه😒

فرداشبش نمیدونم کی دوباره اومده خرجی راه انداخت😂

دوباره شب وقتی فقط خانواده ما و عموم از قبیله ما مونده بود، سالاد الویه دادن.

میخواستم چایی بدم اما به دلایلی که خب به من ربطی نداشت، نشد!

سبزی جا کردیم و با سپیده سر ظرفای سالاد الویه رو میزاشتیم.

کوثر می چید تو سینی.

با مامانم زیر سفره ای پهن کردیم و سفره رو با فاطمه و کوثر چیدیم.

قشنگ سر سفره حس میکردم معدم یک تیکه سنگ ده کیلویی شده!

حرکت کردیم بعد شستن و جمع کردن سمت خونه بابام آلو از درخت وا کرده که بیا بخور😂

داشتمممممم می مردمممم

قشنگ حس می کردم الان بخوابم سکته قلبی میکنم🤣

مامان یه چی آورده که بخور

- جا ندارممممممم نمیتونم 😂💔

بزور دو قورت خوردم نمیدونم چقدر گذشت ناخودآگاه پاشدم خودم رسوندم حموم.

تا صبح من همینجور تازه سازی میشدم😐😐😐

دیدی به حدی میرسی که انگار چشات میخواد از حدقه درآد و معدت شبیه لباسی که میخوای آبشو بگیری چلیده میشه؟

بار سوم دهنمممم تلخ شد

بار چهارم نمیدونم اسید معدم بود چه کوفتی بود به حد اعلا رسیدم دهنم مزه زهرهلاهل گرفت😖

دیگه در یک تصمیم ناگهانی حرکت کردیم سمت مشهد.

عینک مامانم، سشوار، کتاب روانشناسیم و برگه آچارام اونجا موند.

بله اینم سوغات سفرمون دیگه برگشتیم تو راهم یک جا نگه داشتیم که ما همیشه جایی قدم میزاریم منطقه متبرک میشه همه میخوان زیارت کنن!

آمارگیر وبلاگ