ندید پدید بازی
دوبار شده شماره صندلیم میافته تو نمازخونه!
بار اول ردیف اول بودم سمت راستم یه تابلوی زیارت عاشورا بود رو به روم شوفاژ
بار دوم که امروز بود ردیف سوم بودم ولی ردیف اول فقط جلوی ما به جای دانش آموز میز مراقب بود.
یه دختر ویلچری اومد.
مدیر جلویی منو برداشت برد ردیف اول اون میز مراقب که چسبیده به دیوار بود و کردن میزش!
و یه میدون وسیعی جلوی من باز شد که قشنگ میشد صدوچهل و هشتا خربزه مشدی بزنی زمین
یه خورده کجم بود رو به محراب و قبله😐
با این حجم از معنویات و امتحان الهی ام دفعه بعدی ای که من تو این سالن باشم با خبر شهادتم از سالن میام بیرون🕊
ینی از کل اون جماعت باید جلویی منو بر می داشت می برد اون طرف جلوی منو خالی می کرد؟!
یه بازرسی ام داریم بعد بازرسی میاد امضا میگیره همکار مامانمه تا منو میبینه میگه نرگس جان!
دیگه منو با کارتم تطابق نمیده فقط میگه امضا کن زودم میبره امضا نصف کش میشه😂
یه بازرس دیگه هست اون بازرسی دستی داره ینی وقتی انگشتاشو تو جون من فرو میکنه حس میکنم با اسلایم طرفه🤣
حالا همه اینارو بشورین بزارین یه ور
قیافهههههههههههه
استاد قیافه ان بعضیا
لنگاش رو لنگاش میندازه انگار میخواد با شبکه خبر صدا سیما مصاحبه کنه بابا پنج به علاوه یک که نمیخوای امضا کنی اونقدر سفت میگیری!
یکیشون امروز بی آرایش دیدم ینی پشت چشاش همیشه کبود طور بود امروز انگار خاک پاشیده بود توش
ینی من و الناز دم در که میشینیم فقط از ملت میگیریم🤣
بابام دیر اومد رفتیم تو کوچه جلویی یه خونه های باکلاسیییییی یه محله آرومیییییییی چه ماشینایییییی داشتم نگا میکردن دیدم کارگر ساختمون جلوییشم داره منو نگا میکنه🤣🤣🤣
ساختمونو دور زدیم رفتیم رو دیوار بلندش نقاشی کشیده بودن که پسرا با دسته گل دارن از آسمون میان
یه اوووووو بلندی گفتم الناز نگا کرد بدبخت ترسید🤣😂
اینجاس که میگن:
- ازون بالا داره میاد یه دسته حورییییییی همشون کاکل به سر گوگولی مگولیییی🤣
خلاصه علی رغم کسب نمره ۱۴ ۱۵ در امتحان، روز را به چگونه پولدار شویم؟ گذراندیم💸🎃
از خیابون رد شدیم گف بابات مارو دوس نداره
چون نیومده بود هنوز.
بعد بابا خودش از هر ده بار دوبار میاد🤣
منم گفتم بابای تو که کلا مارو دوس نداره😂
خواستیم بریم پاتوق کتاب که این خانوم گف من پول نیاوردم من نمیام دیگه بابام اومد نشد بریم توش
دفتری خاطره مجازی من از شیرین ترین روزها تا تلخ ترین