خوشگل عقده ای!
امتحان نگارش چیزی نداشت قبلش عاطفه سوالارو گفته بود یک انشایی نوشتممم🤣🤣🤣🤣
از امتحان که بیرون اومدم چندتا دختر جلو نشسته بودن یکی میگفت چند درصد احتمال میدی رلش باشه؟🤨
درگیر بحث رلش هست و نیست بودن🤣
منم هم ازین بحث گوش میکردم هم از بحث خودمون😅
یهو مهشید گف قیافش ناز و خوشگله اصن سیگنالام کج شد😅
منننننن!!😂😂😂😂😂
بخاطر مقنعه ام بود
قبلا ساده می پوشیدم ولی یه مقنعه دارم ازینا که بند داره باید ببری پشت گردنت
دبیر تاریخم از کنارم رد شد گف نرگس!
چه تغییری کردی!
ها مقنعه اتو عوض کردی😂
دیگه اینکه با محمدحسین بچه سرایدارمون داره لجم میافته🤣
دنبالم میومد کلیدو بدم بهش نمیدادم میخواستم بدم مامانش😂
حالا صبحم با ناز و خوشگل شروع شد آخرش که خواستیم با مدیر خداحافظی کنیم این ستایش اومد جا منو بگیره دستشو کشیدم
بابا من تلاش کردم اونجا تکیه داره سایس😎
سر زانوش خاکی شد بلند شد جوری توپید خیلی عقده ای ای!
که هممون موندیم
سر یه کشیدن من عقده ای ام؟
جالبه اصلا اهمیتی نداشت واسم فقط به دلم اومد همین حتی سر این شوخی ام کردم ولی نه با خودش حتما برای عقده ای بودن برنامه دارم
از فردا ابعاد دیگه عقده بودنمو نشونش میدم😌