حوصله ام سرید!
Batwoman
۱۴۰۳/۰۱/۰۳، 23:14
درحال بارگذاری..
پای بچه خواهر که میاد وسط مامانم به کل بچه خودشو فراموش میکنه نه تنها مامانم بلکه بابامم یادش میره نمیدونم خار دارم که انقدر از من گریزی دارن!
امشبم با این حال خراب من رفتیم خونه خاله فاطمم کار خاصی نکردیم اونا به ما نگاه کردنما به اونا پایتخت دیدیم خاطره گفتن من و کوثر ظرف شستیم و برگشتیم.
بعضی موقعا خیلی دلم میخواد یه خانواده اهل سفر داشتن مثل عموم که الان طبس رفتن اصلانم درکنمیکنم چرا از سفر کردن ترس دارن چرا باید حتما گردان گردان راه بیافتم اینور اونور
به بابام میگم برداشته ازین طی هایه کاموایی هست ازونا آورده خاک دیوار بگیره که رنگ کنن من از افسردگی می نالم میگه بیا بکش دیوارو!