عید برات
سلام من به شماها یاران قدیمییییی😂
آقا براتون بگم از سفر یهویی که قشنگ صفا کردما!
ما یه عید داریم تو روستامون نمیدونم شماها داشته باشین یانه
عید برات!
عیدی که زنده ها میرن تو قبرستون امامزاده سر قبر پدر یا مادرشون
بعد همه میرن سر این قبر و اون قبر دیگه یه عید دیدنی ای میرن
بعد یر قبرا شکلات و ویفر و ...میارن واسه پذیرایی
این ویفر سفید و زردا از سر قبر بابابزرگمه
این عید سه روز که ما روز اول نرسیدیم روز دوم رفتیم روز سوم دیر رفتیم تموم شده بود
اینم غنیمت های بنده ازین سفر +خرگوشم😍

و اینکه شب آخری در نقش عصای دست پدر آنتن تلویزیون وصل کردیم و با تلویزیون ور رفتیم
آخرشم من خسته شدم رفتم زیر کرسی که بلاخره پد موفق به درست کردن تلوزیون شد
بعدشم که فرداش خیلی هوا سرد شد نزدیکای اذون ظهر حرکت کردیم و بنده یه مسیر کوتاهی ماشین خودمون بودم بقیش تا خود مشهد ماشین عمو رفتم چون تنها بود
دیگه آهنگ و مداحی و همه چی میزاشتم😂😂😂
این لیوان کوچیکا خیلی ناز بود انقدر گفتم بابام رفته خریده از مغازه دار🤣🤣🤣
تازه اومدیم مشهد دیدن جای شش تا پنج تاس!

