خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

خر دوزی

Batwoman
۱۴۰۲/۱۱/۲۸، 15:56
درحال بارگذاری..

امروز ما فقط الکی پلکی رفتتتتتت!

زنگ اول که ورزش داشتیم هرچی گفتیم بارونه این دبیره مارو بیرون کرد موش آب کشیده شدیم بعدش یه ون شبهه اومد و واسه رای دادن واسمون حرف زد و بحثای سیاسی و کل زنگ دینی رو گرفت یه کم موند واسه تاریخ

حالا به تاریخ میگم خانوم شما هر درسی رو تو دو جلسه میدین ولی دبیر قبلی ما سریع جمعش میکنن گفتم لااقل روش تدریسشو عوض کنه ما درس ۹ ایم و کل تاریخ ۱۶ درس فک‌کنم

نه تنها روششو عوض نکرد بلکه حتی گاهی به سوالات هم جوابی نمی داد یه نگاهی می کرد بعد خیره میشد به پاورش ضایعمون می کرد قشنگ😂

بعد یه اسلاید آورد من هرچی نگاه می کردم چیزی (خر دوزی) نمی دیدم !

دیدم نمیشه که خرو بدوزن تا پرسیدم خانوم یه نگاهی به من انداخت بعدش به صفحه و خوند :

_ خرد ورزی

من چطور اینو خر دوزی خوندم به کنار خنده ای که بچه ها به من می کردن به کنار

حالا همه تا اون موقع زر میزدن تا من یه چی پرسیدم همه شاهگوش شدن😐اگیگیگیگیگی

دیگه اومدیم برای زبان که یه readingخوند گف یه ربع باهم کار کنین

من تک تک خوندم واسه ستایش و الناز بعدشم افتاد به جون کله فاطمه که بافت مرواریدی زده بود با قیچی نخشو باز کنم

وسط عملیات من جعفری گف نرگس بیا بخون

فک کردم شوخی میکنن با نگاه به معلم که خیره منتظر من بود کتابم برداشتم رفتم بالا سکو خوندم

وقتی اومدم پایین گف عالی بود اعتماد به نفس خوبی داشتن یه دور تو خونه گوش بدن اوکی میشن بعدشم دست زدن واسم😎💯

آمارگیر وبلاگ