نمایشگاه فروشگاه
تا ۲۲ بهمن نمایشگاه داریم از کارای انقلابی بعد من تازه فهمیدم که اینا برای کار آفرینیه!
کار آفرینی که ما دبیرش یه روز اومد و دیگه نیومد
تازه میخواستن دبیر جامعه رو بزارن بنده خدا خودش همون روز اول گفت من بلد نیستم
معاونمون گفته جای کارآفرینی ازینا بیارین تا نمره بگیرین
یکی از بچه هامون سالاد ماکارونی میاره که همون لحظه اول جوری الناز ذوق منو پرپر کرد که دلم نمیاد بخورم😂
کلا دو نفر بیشتر نبودن امروز واسه بازارچه
از همون ابتدایی از بازارچه بدم میومد😂
یکی از بچه ها پدرش نقل و ...میفروشه میاره مدرسه معلما میخرن
واااای نرگس امروز طراحی هاشو آورد خیلی خوشگل بودن خیلی انقدر قشنگ بود من کپ کردم
بش گفتم چند ساله میری ؟
گف چندسال؟؟شش ماه!
واقعا شش ماه؟
خیلی قشنگ کشیده بود ولی🫠
چون کارش سیاه قلم بود بشدت خفن بود به بابام گفتم من میخوام برم نظر خاصی نداد
امروزم الناز نبود با فاطمه ینی غایب بودن و هر دوتا مریض
منو این ستایش بودیم
اون از یارش میگفت و برف بازیاشون
و منو خفه کرد با یه بنده خدایی!
الان صدای گربه ها داره میاد ینی دیگه اعصابم بهم ریخت
دوتا شدن باهم عوعو
مررررررگگگگگگگگگگگگ
ولی خب ستایش یکم نمیدونم میترسه یا چی در مدرسه باز بود بش میگم بیا بریم نمیومد هرچی اصرار کردم نیومد آخرم خودم رفتم
ولی خب خیلی دیر رسیدم چون اتوبوس نیومد با ستایش تا ایستگاه پایین رفتیم
دیر به خانه رسیدم😁☕