مغزم معیوب شد
Batwoman
۱۴۰۲/۱۱/۱۳، 17:0
درحال بارگذاری..
تا ظهر خواب ودم
یه خوابی دیدم که پاشدم همینجوری مونده بود
خدا این چه سمی بود!
پسرعمم بالای بیست سالشه کم حرف بعد تو خواب زبونشو باز شده بود تازه یه کاری میخواست بکنه من تو خواب چشام گرد شد
😂😂😂
اون به کنار پسرعموم فقط
تو بیداری منو میبینه کلش میندازه پایین یا اخم داره تو خواب فقط مونده بود بگه بیا جرات حقیقت بازی کنیم
تازه تو خوابم محمد و زنش شکراب بودن😂
یه چیزی محمد گفت من بهم برخورد اما بقیه خندیدن🤣
اصن مغزم پاچیده بود قشنگ 😂
روزه هم هستم گشنگی بم فشار آورده بیشترم به خوابم فک میکنم میبینم من دیشب انقدر خسته بودم که فرصت فک کردن به هیچکسو نداشتم
اینا چطوری اومدن به خوابم🤔
باید روحمو کنترل کنم دیگه زیادی داره مسافرت میکنه