خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

عقد پسرعمو

Batwoman
۱۴۰۲/۱۰/۰۸، 19:57
درحال بارگذاری..

آقا ینی چی مختلط بود🤣🤣🤣

وای آب آلبالو دادن بعضیا فاز مشروب برداشتن😂

میوه هاشونم که کیوی بود و خیار و پرتقال و سیب دیگه با شیرینی خشک و تر 😁

مثه اینکه به مردای چایی ام دادن

خانواده مرداشون که یکی باید ازشون خواااهش میکرد بشینین🤣

یه دایی داشت وای عین زنا قر میداد

حالا هیکل درشت ...اصن وای وای وای من خندم گرفته بود🤣🤣🤣🤣

از دم در رفتیم تو با پسرعمو ها و عمو سلام میکردیم دیگه بعدش با عمو و خاله و ...

وای عمو محمدمو کراواتی کرده بودن😍

عموی ارشد تغییر تیپ میده حالا پدر من اصلا و ابدا😐

ثبات استایل فقط بابای من 🙄😑

ینی ما همیشه با عموعلی سر می‌رسیم

دقیقا باهمیم🤣

خیلی اتفاقی اما اکثر اوقات تصادفی باهم به جایی می‌رسیم

مادرجون و خان آقا هم اومده بودن 😂

ما میز ردیف اول بودیم ینی گوشم داشت میترکید دیگه

بعدش اومدن یه چیزی گذاشتن زنا رفتن با عروس رقصیدن 😐

مختلطی چی بود باز اون کار چی بود

بعدشم که عموها و بچه های عمو ها و زن های عموها اومدیم بیرون

الانم بابام رفته خان آقا و خانومشون رو بیاره خونمون😍😍😍

آمارگیر وبلاگ