از جمله بدبختی های من
سلام چطورین ؟
غروب جمعه چطور میگذره ؟
بنده در حال حاضر مثلا دارم دینی میخونم
دیشب تو یه ربع دو درس رو خوندم😳
امسال برخلاف پارسال حس کلاس رفتن ندارم😂
دیشب داشتم به یکی از بچه ها کامنت میدادم یهو یه چیزی فهمیدم
جواد😁
اصن یادش افتادم چه بچه باحالی بودا که با من یه کودک بازی و شوخی میکرد🤣
تا جایی که یادمه لاغر و بلند بود
وای یه بار میخواستم آب بریزم خطا رفت ریخت رو دیوار تازه گچ خورده
بعد اینم منو ترسوند وای من اون روز از استرس مردمممم😂😂😂
از همون موقع داداش بزرگ میخواستم که اذیتش کنم 😆
.................
دیروز و امروز که تا ساعت ۱۲ و خورده خوابیدم
بعد دیروز ننه قشنگم پاشده رفته خونه خالم
یه فیلم گرفته بود از نماز خوندن محمد مهدی
وااییی انقدر قشنگ نماز میخونه 😍
فقط دورکعت اولشو عین آدم خوند بعد غر زد چرا هی وسط نمازش بقیه صحبت میکنن کلا نمازو شکست رفت نشست یه جا دگه😂
از اونجایی که با کوثر زدیم به تیپ و تاپ هم مامان من برداشته به کوثر از حساب کاربری من توشاد پیام داده اونم فک کرده منم
ینی داشتم حرص میخوردم و غر میزدم چرا از حساب من پیام میدی از حساب خودت میام بده من با این بشر قهرم🤣😐🤐
یه خبر بد
چیپس و کرانچیم گم شد
کی گم کرد ؟
مامانم
چرا پیداش نمیشه؟
چون خانوم یادش نیس کجا گذاشته
چرا من حرص میخورم ؟
چون حاجیه یادش نمیاد و مت در فراق این دو عزیز دارم سپری میکننممم بابا دست به وسایلم نزنیننننننن اهههه
دیشبم یکی از پوستای جاسازم لو رفت و مادر بنده شروع کرد و پس از پاسخ های کمی کوبنده شده بنده با خنده مادر قائله به خنده ختم بخیر شد😑🙄
امروزم نون پخته مادرجان و صبح ( ظهر) منو آسفالت کرد که بیا عکس بگیر بیا فیلم بگیر
عین برنامه به خانه برمیگردیم🤣🤣🤣
بابامم که میخواس نسکافه درست کنه از آشپزخونه میگه چقدر بریزم حالا من میگم چیو چقدر؟ هی میگه بعد انگار منظورمو فهمید گف نسکافه حالا درست کرده مزه نمیده 😂🤣
مامانم فرستاده بالا برو شکر از قوطی تو کمد کنار یخچال طبقه بالا
حالا رفتم میگم کو میگه کنار یخچال
قوطی در لغات مادر = سطل
سطللللللل بود ازین قرمزا این کجاش قوطیهههههههههههه خداااااااااااااا بیا منو شهیدممممممممممم کنننننننننننن
بر نمیتابم واقعا😐😑
صلواتی بر محمد و آل محمد💚