نرگس دختری در مزرعه
دیروز تولد کوثر بود امروز رفتم از زمین اِس پِس یه دسته جمع کردم با یه چیزای دیگه براش ببرم 🤣
صبح پاشدم نماز خوندم بعد یه حساسیت سر صبحی اومد دیگه خوابم پرید اینجام انقدر ساعتا دیر دیر میره :/
سوار ماشین شدیم رفتیم باغ عمه خدابیامرز بابام قبلشم سرخاکش انقدر من عکس گرفتم مامانم حرصش گرفته بود 😂
بعد رفتیم امامزاده آب سرد کن جدید زده بودن رفتم آب بخورم بابام اومد حسین آقا شوهر عمم هم اومد بعد یه پسره هم اومد ینییییی خوبه من اومدم 😅
بعد حالا میخوام آب بخورم پسره نمیرفت🙁 هیچی دیگه نخوردم رفتم امامزاده زیارت کردم بعد رفتم سر قبر بابابزرگم باهاش حرف زدم بعدش رفتم تو حوض انبار فک میکنم
پله هاش یه جوریه انگار میخوای سقوط کنی بری پایین رفتم فیلمم گرفتم رسیدم مشهد پست میکنم
بعدش اومدیم خونه یه ماجرایی پیش اومد مامان نشسته بود هی حرص و جوش میخورد منم گرفتم خوابیدم 😴
تااازه دیروزم با مادرجونم رفتیم تو حیاط گلی برام آلوچه آورد ینی آبلیموووو😋
با محمدمهدی میریم فتح کنیم میوه ها رو😂
یه شاهکار دیگمم دیروز انقدر سیم درو کشیدم که باز بشه سیم آهنی کنده شد و موندیم پشت در بابام با نردبوم رفت اونور درو باز کرد
بعد من دنبال گندم بودم که کدوم زمین از خودمونه این سجاد منو میبرد یه جایی که گندماش خرابه بعد هر هر میخندید با چوب دنبالش کردم ولی یه جا نشدم داد خوب بود🤣
خب دیگه ۴ درصد شارژ داره خداحافظ
پ.ن:
اس پس غذای حیوانات
پ.ن:
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می خواهد تصویری زیبا از تو بسازد
پ.ن:
اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید
( کاملا حق👍🏻)
فقط گوشه چشمــی از نگاه خدا
براے خوشبختی همہ
انسانها ڪافیست
ایـن نگاه را برایتان آرزو میڪنم
پ.ن:
اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم💚