آینه
یه مرضی هست که میرن جلوی آینه یک عکس فاقد چهره میگیرن بعد هیچ محتوایی هم نداره ینی جز دو دست گاها یک دست هیچ چیزی نیست
این مرض من دارم؟ عکس تو آسانسور کلینیک، عکس مثلا در حال مناجات که فقط یه چادر و فرش و نمای مسجد و امامزادهس، تو آینه های سرویس تو آینه حمام تو کل آینه های منازل حتی آینه کاری های امامزاده و شیشه های در که دیده میشه آدم داخلش🤣🤣🤣🤣🤣
بعد مامانم میگه روانشناسی اشباع شده باورکن من برم روانشناسی کل معادلاتشون بهم میریزه به عنوان پدیده نخستین دوباره از اول مینويسن کتابو🤣🤣🤣
با خودم حرف میزنم میگن خودتنظیمی و اینکه قدرت پنهان دارم چون هم مغزم گویندهس هم شنونده هم خودم گویندهام هم شنونده
آقا قدرت پنهان چیه بهم میگن دیوونه من اعتماد به نفسمم داره میره بعد قدرتمند پنهانم؟🤣
یا اینایی که تند یه چیزو توضیح میدن مغزشون خیلی فعاله حالا شاید این باشه ولی من یواش حرف میزنم جمله هام یادم میشه تند تند میگم کسی نمیفهمه اینو چطوری به هوش بالا ربطش داری؟😐
یا اینا که خیلی غر میزنن تهش فحش میدن از نظر من اون فرد منو خیلی امن میبینه که میاد از عالم و آدم پیش من میگه تهش بخاطر بی واکنش بودن ینی واکنش دلخواهش منظورمه فحشمم میده خب مغز من گنجایش حفظ تمام موضوعات تورو نداره مجبورم نتیجه گیریمو خلاصه بگم این دلیل بر نفهم بودنمه؟🤣
من الان خودمو معرفی کنم منو نه عنوان دانشجو که به عنوان یک فرد قابل آزمایش بستری میکنن برای کارآموزا
من ریاکشنم دچار زوال شده همین زندگی من بیشترش سکوت بوده چه توقعی دارن از من