خاببب
یکی از دلایلی که با گروه کلاس کنار نمیام همینه:
![]()
فاطمه نمیاد. من و النار تنهاییم دگه و اینکه فککنم حوصله سربر باشه شایدم نباشه نمیدانم
یک لحظه یادم رفت قرار بود با الناز بریم براش بخرم جوگیر شدم تو مغازه گیسو خریدم! وقتی یادم افتاد دیگه پرداخت کرده بودم تموم شده بود😭
حالا مهم نیست ولی براشه دونهای ۲۰ شد ینی چهارتا گرفتم شد ۸۰ ولی حس میکنم اونجا چیزای قشنگ تری داشت ازین ماهیا گرفتم بعد الناز آبی صورتی داره من طلایی قرمز گرفتم
چرا گرفتم؟ کخ داشتم؟ 🤣
رفتم پنکک گرفتم میزنم یه چیز گوگولی مگولی نارنجی قرمز کمممممرنگ میشم باحاله رنگش🤣🤣🤣
اصن کی به من گفت برم مغازه گیسو؟😂🤣
افق کوروشم خیلی دیرم شد نشد برم ولی دوتا سوپری رفتم که همون چیزایی که میخوام بگیرم
واقعا دیگه رو ندارم برم مارکت مجتبی انقدر رفتم رفتم رفتم...
و کش دار شدممم🤩🤩🤩🤩
بلاخره دوران جنگلی بودن و پخ پخی بودن تمام شد🤩🤩🤩🤩
یه آرایشی دوتا سوپری و یه آرایشی دیگه روهم ۲۰۰ و خورده خرج کردم با خویشتن داری بسیار
فقیر نیستم وضع مالی پایینی هم ندارم ولی...بنایی داریم! خریدای خونه رو من انجام میدم چون بابام درگیره مامانمم تو خونه درگیره فقط من یه خورده بیکارم برای همین یجوری خرید میکنم که حداقل تا سرماه بکشه بعد بگم کارت خالیه تازه تولد فاطمه هست اون روز رفتم ازون ستایی که برام خریده براش بخرم
خب ازونجایی که فاطمه یک اختلاف سلیقه شدیدی با من یکم داره یکم نداره موندم چی بخرم ولی همون چیزی که خوشم بیاد خودم میگیرم
اگر فردا میومد خوب میشد کلی آخرای بهمن مجبوریم تو مدرسه بگیریم با لباسای مدرسه بدون گوشی تازه من خیلی درگیرم اون موقع
بهتون گفتم؟ نگفتم!
از هفته آینده قراره بریم باشگاه بعد یادتونه من یه باز رفتم کیک بوکس گفتم وحشی بازیه نرفتم؟ الان فهمیدم همه رزمی ها همینه لگد میخورن و...
زبان!
زبانم قراره همین کانون نزدیک خونمون برم بچههاشون تو فمیلی حرف میزدن اون ما تاپ ناچ اصلا مث اینا نبودیم یه چیز مسخره که دارن لکچر خیلی مسخرهاس!
دیگه همینا فعلا
نه از بهمن ینی هفته جدید برم چهارراه برق اونجا یک کتاب فروشی هست برای کتاب تست تخصصی رشتم میرم اگرم نداشت که هیچی حالا فعلا که دارم معدلم رو درست میکنم ولی ریاضی خیلی بد شد خیلییی بیشتریا خیلی کم شدن ینی تک آوردیم ولی قراره کار انجام بدیم نمره بره بالا وگرنه برای نهایی باید بالای ۱۵ بشیم