جوکرتایم
میگه چرا افسردگی گرفتی؟😐
افسردگی نگرفتم فقط ایشون با من حرف نمیزنه بعد چون منم متقابلا باهاش حرف نمیزنم میگه افسرده ام!
فاطمه ام میگه از دوشنبه هفته پیش اینجوری ای
خودم امروز تو دلم داشتم حرف می زدم گفتم بدررررک حرف نمیزنن منم هیچی نمیگم!
آخه از وقتی این دوتا اومدن جلوشون نشستن اصن نمیزارن فاطمه و ای دختره برگرده دائما درباره میکاپ عروسی دایی عمو خاله و...فرهنگ زندگی کردنشون حرف میزنن یه آینه ام دسته دم به دیقه موهاشو درست میکنه اون یکی ام میشینه از چیزای دیگه حرف میزنه
بعد من افسرده ام؟😐💔
مغرور نیستم ولی اگه حرفی باشه میزنم نباشه دیگه چرت و پرت نمیگم هی شرو ور ببافم بهم واقعاً این حالت افسردگیه؟
وقتی ام بهش گفتم گفت تو حسودی میکنی ولی واقعا حسادت نیست مشکلم اینه از یه جای دیگه اومده کپیده جلو دوستای من نمیزاره اینا روشونو برگردونن
امروز فاطمه جوری چخید روش که یادم میافته خندم میگیره همچییین غللللیییظ از ته دل بارش کرد😂😂😂
تو ماشینم حرف زدیم تا حدودی موافقه واقعا حرفای الکی میزنه فاطمه ام خسته میشه از حرف زدنش🤣
میدونین خیلی...کلاس دارن!
حالا اینو ولش کنین براتون بگم یه دبیر فلسفه داریم ته خندس🤣🤣🤣🤣
قشنگ جوکر تایم میره ما فک و دهنمونو میگیریم نخندیم هرچند موفقم نیستیم این مقتدر ادامه میده 😂
تازه خودشم میگه آره شما حتما میگید این چی داره میگه چرت میگه🤣🤣🤣
تو حلق آرمینا رفته میگه فرشته من!😂😂😂😂😂😂😂
از خنده فکمون فلج میشه تا آخر سال🤣🤣🤣🤣
به نرگس کناریم میگه خوشگل من😂😂😂
بعد دستشو آورده جلو یه نگاه به دستش کردم زدم قدش ولی واقعا پر انرژییییهههه
آخ از دبیر تاریخ سکته داد گفت از غایبین می پرسم و اسم زیبای من تو غایبین هفته پیش می درخشید!
بلد بودم اما می بینمش یادم میره چی بود
ولی نخوند اسممو❤☺
عربی ام خوبه من که باهاش مشکلی نداشتم ولی چندتایی میخوان دینی پارسالو بیارن من واقعا نمیخوام ببینمش باز میگیره مزاج شناسی میکنه رابطه های فردی گروهی جنسی و...میگه باز دعوا میشه اصن دیگه نمیخوام تحت هیچ شرایطی بیاد کلاسمون
تازه خلاص شدیم ای بابا🤕
دبیر دینی خوبه یه خورده مظلومه ولی ازوناست که خوبه خوبه خوبه بعد خیلی مجلسی خشمشو محترمانه نشون میده😂
طوری حرف زد که واضحححح بود یه خفه شید دیگه جمله داشت
دبیر جغرافی و زبان رو تا اینجا باید اعتراض کنیم عربی ام من مشکلی ندارم شاید بچه ها برن اعتراض کنن
دبیر فلسفه خیلی مهدکودکی رفتار میکنه اگر دبیر بهتری باشه به بچه ها میگم اعتراض کنن اون بیاد احتمالا همین بمونه
یه چیزی امروز فهمیدم ای هایلاتم اون روز هانیه جامدادی مو برداشت عوض شد نمیدونم چطور خودشون نفهمیدن من امروز فهمیدم برگام ریخت🤐🤐🤐🤐
و اینکه دختر داداش خانوم نازی مسئول همون دوره قرآنی مدرسه ماست😐😐😐😐😐😐😐