بی عنوان....
چرا قبول نمیکنن که با زندگیم با آیندم بازی کردن؟ سر اینکه برام حرف درست نشه آیندم خراب شدددد
این چیزی نبود که من میخواستم!
این اصلاً چیزی نبود که من می خواستم!
سرم داره میترکه هیچ فرصت و وقت و هیچ کوفتیم نداره همینجور داره تموم میشه و من هر روز دارم یه تصمیم جدید میگیرم که فرداش میفهمم اینم نمیتونم!
شاید دیوونه شدم شاید روانی شدم ولی واقعا دیگه مغزم به جایی نمیکشه حالم خیلی بده هی دارم یه خودم دلداری میدم که خیلی نمونده فقط تحمل کن تا آخر امسال فقط تحمل کن ولی خودم میدونم تحملشو ندارم!
شایدم خودم مقصرم خودم نباید انقدر ساکت میموندم که الان تو لحظه اول عصبانیتم حمله عصبی داشته باشم نباید اون موقع ساکت میموندم تا الان اینجوری ساکت نشم امیدوارم بشه فقط امیدوارم تنها چیزیه که دارم انگیزم فعلا زیر صفره مغزم انگار هرچی بهش میدی پس میده یچی کلشو گرفته تا وقتی اون نره هیچی توش نمیره!
خیلی حالم بده!