خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

عملیات با موفقیت به پایان رسید✌🏻🦆

Batwoman
۱۴۰۳/۰۶/۲۵، 20:58
درحال بارگذاری..

تولد الناز رو به دلیل حال بد مادر روی2× افتاد.

رفتم در خونشون شمع روشن کردم بادکنکو بادش کردم خداروشکر تا وقتی کارام تموم شد کوچه خلوت شده بود.

انقدر ذوق داشت اومد درو وا کرد با تا نیمه بست شالش انداخت سرش🤣

هی گفتن بیا بالا بیا بالا ولی خا دیگه نمیشد برم بخاطر اینکه شاید باباش باشه و اینکه معذب بشن و یه چی دیگه که نمیشه عنوانش کرد😂

هیچ عکسی ام نگرفتم جعبشم همونجا بازکرد خوششان آمد و دغدغه یکماهه من تمام گشت.

رسیدم خانه عکس داده که اتودی که براش گرفتم عین براش های آرایشیشه

به این نتیجه رسیدیم آرایشگاه بزنیم من مو درست میکنم اونم میکاپ بلده😂

شاید میدونست برای چی میخوام بیام ولی اینکه چطوری بیام رو خوده معلونم و خدای خودم خبر داشتیم💅🐋


ماه بعدی تولد قزی خانمه و ماه بعدش آبان هم تولد مامانمه و محمدمهدی

آذرم تولد محمدرضایه که هیچی نمتانم براش بخرم 😂

بهمن تولد فاطمه دوستمه که با الناز میگیریم چون سال آخریه باهاشیم وسال دیگه پر میکشه خونه شوهرش و شاید خیلی کم همو ببینیم.

اسفند تولد ستایشه ولی خب با بحثی که بین من و اون پیش اومد ک ریزه بحثهایی که قبل داشتیم دیگه امسال میخوام دور باشم ازش لج بازی ها و حرفاشو تحمل نکنم!

آمارگیر وبلاگ