خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

نامید نمیشم

Batwoman
۱۴۰۳/۰۶/۲۴، 22:25
درحال بارگذاری..

نه نیاز به کیف و کفش دارم نه لباس جدید میخوام برای پاییز فی الحال تنها نیازمندیم اینه پرتم کنن تو کربلا برای مدت زمان نامحدودی!

فقط همین...

مشکل من فقط طلبیده شدنه که خب لیاقت ندارم دیگه چه کنم؟...

یه عمر از دور زیارتت کردم ۱۸ مهر۴۰۲ طلبیدی چقدر دیگه از دور زیارت کنم تا یه ۱۸ مهر دیگه اتفاق بیافته

من خسته شدم خیلی ام خسته شدم از دست آدما خسته شدم ازین دنیا خسته شدم از دویدن و به نتیجه نرسیدن خسته شدم از فکروخیالای زیاد تو نماز خسته شدم از اینکه میرم پیش شاه مشهد حوائج دنیایی میخوام خسته شدم

این چیزی نبود که من از خودم انتظار داشتم من نمیخواستم انقدر وصل به دنیا باشم من اینجوری نمیخواستم!

تو اون ۴۵ روز می خواستی ثابت کنی چقدر دل به آدمای دورم دارم؟

منو از همشون بگیر

شرط نمی ذارم ولی مرگ عادی رو خیلیا گرفتن یه مرگی بده که گرفتنش سخته راهشم سخت بود عیب نداره اگر تهش همون مرگیه که انتظارشو دارم اشکال نداره سختیش برام آسون میشه...

آمارگیر وبلاگ