خآنومِ‌ بَتمَن🧸

خآنومِ‌ بَتمَن🧸

چنین می گذرد که...♡

مشکوک میزنه!

Batwoman
۱۴۰۳/۰۶/۱۲، 13:19
درحال بارگذاری..

دیشب تو روضه نشسته بودیم این خانوم احمدآقا اومد کنار ما نشست.

دیشبم مارو دید بعد یه جوری سلام میکنه آدم خجالت میکشه که چرا واقعا نمی شناستش😂

مثه خودش سلام کردم انگار می شناسمش بعد از مامانم میپرسم این کیه گفت خانوم احمدآقا همسایه رو به رویی😐😐😐

منو میگی خشکم زدددد!

(این پست)

حالا امروز دو سطل آش آوردن

آخه سه نفر آدم چقدر آش میخوان؟

چرا دوتا؟

چرا یکی بزرگه یکی کوچیکتره؟

ینی ممکنه یکی واسه من باشه یکی واسه والده و بابام؟

چگونه چنین شده است؟🤔

ولش کن مغزمو درگیر نمی کنم🌱☕

اییییی دیروز طفلی مهدیه تو موکب تنها بوده امروز ولی نیستت ما خواهیم رفت😎

تایم سه شنبه هشت صبحه😐


ولی بازم میگم اینکه پسرا روپوش دارن واقعا ناعدالتیه💔

بیاین فقط لباساشونو ببینین!

قشنگ معلومه یک گروه خاصی ان!

آمارگیر وبلاگ