قبیله هم بسته
ای هفته، هفته ترکوندن من بود😐
فقط مونده بود خودمو از پله پرت کنم پایین ببینم میمیرم یا نه؟
در جریان زندگی قبیله ای ما هستین.
ما رفتیم حرم، خانواده عموم اونجا بودن تازه همساده پایینی مون هم بود.
ملت دل بسته ای هستیم🙃❤
بعدش اومدم در عملیاتی خیرخواهانه در راستای اتو کردن لباس های پدر، مچم به اتو خورد و سوخت.
بعدشم خاله کوچیکم اومد با زینب خانوم رفتیم باهم کش بخریم بعد اینکه از روضه کوچه اومدن
قرار بود ازین خرسیا که من دارم بخره
وقتی به خانومه گفتم ورداشت گفت نه ازونا!
ازون ساده های رنگی که شش تاس
سلیقه صفررررررررر
بعدش رفتیم دور زدیم تو مغازه شلوغ بود یکم
وای دفترچه های خوشگلی داشت😍

ینی همچی هاش قشنگه😂
قیمتاشم عاااالیه🤩
من از دهنم در رفت گفتم چه مفته!
آقا این بشر یاد گرفت این کلمه رو وقتی از مغازه دراومدیم رفتیم بستنی بخریم مرده گفت هفت تومن!
گفت مفته ها!
ینی میخواستم خفشششششش کنممممممممم که خب الان مرده فک میکنه ما ده جا گشتیم تا بستنی ارزون پیدا کنیم😐
بشر رومخ هشت ساله!
بستنی خوردیم بش گفتم نگی بستنی خوردیم و...
بعد یک دفترچه هم خرید اون ده هزار تومن من ازین فانتزی هاش گرفتم ۳۵ تومن😂😂
خوب گرفتم دیگه جای دیگه میگرفتم ۴۵ ۵۰ ۶۰ میشد🤣
جامدادی ام گرفتم چون یکیم از کلاس ششمه و توش پر جوهر و سیاهه روشنم که صورتی کردم گلگلیییی دیگه خیلی زشته داره هجده سالم میشه ...گلمنگلی😂🌸
همین که رفت تو خونه گفت ماماااااان...
گفت😐
دهن لقی هم اندازه ای داره ولی این دیگه شوووورشو درآورد😂
خداروشکر منو لو نداد😂
وای یک جوراب سفید خرسی گرفتم انقده خوشگلهههههه که هی پام میکردم میگفتم مامان نگا چه خوشگله😍🤣
بعدشم با خالم رفتیم خونه مریم که مارو جزغاله کرد تا برسیم از همه جا مارو آورد!
خونه مریمم دیگه نمیرم ایشششش😒
بقال سر کوچه دیدتم میگه میخواین برین کربلا؟
چون هم کیف رو دوشم بود هم چفیه سرم بود😂😂😂
تعجب کردم چرا همچین چیزی گفت بعدش فهمیدم عههه تیپم چه کربلاییه😂❤
رفتیم خانشان!
نیمچه قوروت تا اذون صبح مارو خواب نذاشت ننش که بیدار بود تحقیق می نوشت ماعم گوشیشو برداشته بودین واسه باباش ویس و پیام میفرستادیم😂
میگه بنویس بابا همیشه تو قلبمی بابا دوست دارم بابا بهت خوش بگذره
خودم کمکش میکردم بنویسه
چفیه دور سرش بستم عکس گرفت فرستاد🤣
خالمم واسه اذون صبح با وضع فجیعی بیدار کردیم🤣🤣🤣
نماز خوندیم باهم که نیمچه خانوم بعد اینکه همه رکعت هارو خوندم و تکرار کرد ورداشته میگه تو یک رکعت خوندی نه دو رکعت پاشو بخون🤣🤣🤣🤣
فقط مونده نیم وجب آدم بگه اشتباه نماز صبحححح خوندی!
صبحشم رفتیم بهشت رضا که مجبور گشتم با نیمچه برم سرسره پیچ پیچی 😂😂😂
ینی قشنگ ساندویچ شدیم تو هم تا رسیدیم پایین🤣
پایه نبود وگرنه آماده بودم بقیشم بریم😂
آخخخخخخ بچه ها کیم دوقلوووووو خوردیممممم
فک کردم دیگه منقرض شده!
بعدش آمدیم خانه و سیم وای فای تا زدم بو کرد.
دیدم سیمش باز شد جرقه زد.
رفتیم سیم گرفتیم بعدشم خانه عموم که با محمد مهدی بوکس کار میکردم امشب میگفت بیا درس بده بیا گرم کنیم بیا ... خداایاااااا حال ندارمممم🤣💔
قبلشم بیرون بودیم دم رستوران آب از آبشارش پلشید رو صورت من منم ریختم رو شونش!
جلو ملت تلاش می کرد لگد بزنه بهم😂
مرده بنده خدا خشکش زده بود از کارای این که چرا کتک کاری میکنن؟
ولی منطقشو دوست دارم بستنی خورد پفک خورد همه چی میخوره انگیزه لاغری هم داره🤣🤣🤣🤣🤣🤣
پشت اپن دادمیزنه پفککککک پفک پفککککک بیا🤣
بنده شکمه😂
اینا تا دیشب بود و در حال حاضر بنده در شرف دندون پزشکی ام اما الان زیر پتوعم